کتاب

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 30 أبريل 2008 الساعة: 19:39 م

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

برای دریافت کتب زیر از لینکهای مربوط استفاده نمایید.

نوروز عید مجوس (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

صیام مسلمان در شهر رمضان (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

احادیثی در فضایل خلفای راشدین (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

احادیثی در فضایل زبیر (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

اسامی کنیه های معروف (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

کتاب المهدی از سنن ابی داود (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

 

کتابهای سایت اهل سنت

خرافات وفور در زیارات قبور (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

آخرین فریاد مسجد شیخ فیض محمد مشهد (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

زیارت قبور بین حقیقت و خرافات (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

عقیده اهل بیت علیهم السلام (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

امام محمد بن عبدالوهاب (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

زیارت از دیدگاه ائمه (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

صحابه همراه با اهل بیت (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

دیدگاه منصفان درباره معاویة بن ابی سفیان (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

نگرشی نو به تاریخ صدر اسلام (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

دفاع از آل و اصحاب پیامبر در مقابل تیجانی فتنه گر (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

تحفه اثنا عشری (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

چرا سنی شدم؟ (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

دیدگاه اهل سنت درباره اصحاب (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

تضاد در عقیده (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

پناهگاه مسلمان (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

آل البیت و حقوق شرعی آنان (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

حقیقت تصوف (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

نهج البلاغه را دوباره بخوانیم (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

شرح ارکان اسلام (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

روزی در خانه رسول الله (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

نامه ای از یک خواهر سنی به یک خواهر شیعه (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

آیه تطهیر و ارتباط آن با عصمت ائمه (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

تصحیح یک اشتباه تاریخی درباره وهابیت (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

خویشاوندی صحابه و اهل بیت (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

خلفای راشدین از خلافت تا شهادت (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

خانواده خوشبخت و اختلاف زوجین (فایل ورد)   (فایل پی.دی.اف)

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

حدیث

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 18 أبريل 2008 الساعة: 11:45 ص

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

حدیث

 

وحدّثني زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ. حَدّثَنَا يَحْيَىَ (يَعْنِي ابنَ سَعِيدٍ)، عَنْ حَمّادِ بْنِ سَلَمَةَ. حَدّثَنَا ثَابِتٌ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه وسلم يُغِيرُ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ، وَكَانَ يَسْتَمِعُ الأَذَانَ، فَإِنْ سَمِعَ أَذَاناً أَمْسَكَ، وَإِلاّ أَغَارَ، فَسَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ: فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه وسلم: "عَلَى الْفِطْرَةِ" ثُمّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاّ الله أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاّ الله. فَقَالَ رَس

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

حدیث

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 18 أبريل 2008 الساعة: 11:41 ص

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

حدیث

 

حدّثني أَبُو كُرَيْبٍ مُحمّدُ بْنُ الْعَلاَءِ الْهَمْدَانِيّ: حَدّثَنَا خَالِدٌ (يَعْنِي ابْنَ مَخْلَدٍ)، عَنْ مُحمّدِ بْنِ جَعْفَرٍ. حَدّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَ ابْنُ أُمّ مَكْتُومٍ يُؤَذّنُ لِرَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه وسلم، وَهُوَ أَعْمَىَ. وحدّثنا مُحمّدُ بْنُ سَلَمَةَ الْمُرَادِيّ: حَدّثَنَا عَبْدِ اللّهِ بْنُ وَهْبٍ، عَنْ يَحْيَىَ بْنِ عَبْدِ اللّهِ وَ سَعِيدِ بْنِ عَبْدُ الرّحْمَ

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

حدیث

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 18 أبريل 2008 الساعة: 11:32 ص

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

حدیث

 

حدّثنا ابْنُ نُمَيْرٍ: حَدّثَنَا أَبِي: حَدّثَنَا عُبَيْدُ اللّهِ، عَنْ نَافِعٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: كَانَ لِرَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه وسلم مُؤَذّنَانِ: بِلاَلٌ وَابْنُ أُمّ مَكْتُومٍ الأَعْمَىَ. وحدّثنا ابْنُ نُمَيْرٍ: حَدّثَنَا أَبِي: حَدّثَنَا عُبَيْدُ اللّهِ: حَدّثَنَا الْقَاسِمُ، عَنْ عَائِشَةَ مِثْلَهُ. (صحيح مسلم، لأبي الحسين مسلم بن ا

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ابوهریره شاگرد مکتب پیامبر

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 14 أبريل 2008 الساعة: 13:40 م

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

ابوهریره شاگرد مکتب پیامبر

 

آخرین روز زندگی ابوهریره

سن این صحابی بزرگوار بالا رفته بود و از مرحله میانسالی گذشته بود و به پیری رسیده بود. او پنجمین دهه عمر خود را بعد از وفات پیامبر (ص) پشت سر میگذاشت و عمرش پس از رحلت آن حضرت (ص) طولانی شده بود. او تعداد زیادی از بزرگان صحابه را تشییع جنازه کرده بود که آخرین آنها بزرگ بانوی اسلام، امالمؤمنین عایشه صدیقه (رض) بود که در سال 58 هجری دار فانی را وداع گفت و ابوهریره در نشییع جنازهاش شرکت کرد و او را تا آخرین منزلش، بدرقه نمود. پس از آن، ابوهریره بیمار شد و احساس کرد که مرگش فرا رسیده است و دوست داشت که اجلش زودتر فرا رسد و دعا می‏کرد که خداوند قبل از سال 60 هجری، او را به سوی خود فرا خواند. کم‏کم حال ابوهریره‏ وخامت یافت و تمام بدنش سست و ضعیف گردید و یقین کرد

که این بیماری، بیماری مرگ اوست و به زودی دنیا را ترک خواهد کرد.

در مدینه هم شایع شد که بزرگترین دانشمند اسلام در آن زمان و صحابی حافظ یعنی ابوهریره، مریض شده و در شرف مردن است. مردم از هر طرف به عیادتش میآمدند و برای او آرزوی سلامتی و طول عمر کردند تا بتوانند از او علوم جدیدی فراگیرند زیرا ابوهریره علمی در اختیار داشت که هرگز سرچشمه‏اش خشک نمیشد. در آن اثناء شاگردش ابوسلمة بن عبدالرحمن بن عوف به عیادتش آمد و چون دید که حال استادش خوب نیست و دردش شدید میباشد، ناراحت شد و اشک از چشمانش سرازیر گشت. او را در آغوش گرفت و گفت: «بار خدایا! ابوهریره را شفا بده» اما ابوهریره گفت: «خداوندا! مرا بمیران» و نگاهی به ابوسلمه انداخت و آهسته به او گفت: «اگر می‏خواهی بمیری، بمیر. سوگند به خدا! زمانی خواهد آمد که مرد از کنار قبر برادرش بگذرد و آرزو کند که کاش او صاحب این قبر میبود.»

گروهی از اهل مدینه به دیدارش آمدند. ابوهریره به چهرههایشان نگاه کرد، اشک در چشمانش حلقه زد و شروع به گریه کرد. آنها از گریستن ابوهریره متأثر شدند و یکی از آنها از او پرسید: «ابوهریره! چرا گریه میکنی؟» گفت: « به خاطر طولانی بودن سفر و کمی توشهام گریه میکنم زیرا روی تپهای قرار دارم که لبه پرتگاه آن یا روی جهنم است یا روی بهشت و من نمیدانم که مرا به کدام یکی پرت خواهند کرد. حاضران از شنیدن سخنان او که قلبش مالامال از ترس خدا بود و فردی صالح و نیکو کار بود که فریب شیطان را نخورده بود، حیرت زده شدند و از سخنان او، در سن بزرگ  پندی عبرت انگیز آموختند.»

سرانجام، ابوهریره فرزندانش المحرر و محرز و عبدالرحمن و بلال را خواست و موالی و دامادش سعید بن مسیب و شاگردان مهم و بزرگش را نیز فرا خواند و به آنها چنین وصیت کرد: «وقتی که مردم، برایم نوحه نخوانید زیرا برای رسول خدا (ص) نوحه خوانده نشد و به دنبالم با آتشدان حرکت نکنید و مرا شتابان به سوی قبرستان ببرید زیرا من از رسول اکرم (ص) شنیدم که فرمودند: هر وقت جنازه مرد صالح بر تابوت گذاشته شود، می‏گوید: «مرا زودتر ببرید مرا زودتر ببرید» ولی متأسفانه وقتی جنازه فرد ناصالح بر تابوت نهاده شود، می‏گوید: (وای بر من! مرا به کجا می‏برید!؟ مرا

به کجا می‏برید!؟) بعد از آن ابوهریره شروع به گریه کرد. گفتند: «چه چیز تو را به گریه میاندازد؟» گفت: «دوری سفر و کمی توشه» بعد به فرزندش وصیت کرد که خانه‏اش را در ذی‏الحلیفه، به غلامانش بدهند و با آنها نیکی و مهربانی کنند.

صبح آخرین روز زندگی فرا رسید و مروان بن حکم برای عیادت از ابوهریره نزد او رفت و گفت: «خدا تو را شفا بدهد ای ابوهریره!» ابوهریره چشمانش را باز کرد و نگاهی به بالا انداخت و گفت: «خداوندا! من ملاقات تو را دوست دارم تو نیز ملاقات مرا دوست بدار.»

 مروان از کنارش برخاست و رفت. چند لحظه بعد، روح مطمئن او به ملکوت اعلی پیوست و دار فانی را وداع گفت و به استقبال زندگی جاودان و آرام شتافت و تاریخ با خط درشت، یکی از مهم‏ترین حوادث سال 59 هجری را چنین ثبت کرد: (در این سال ابوهریره دوسی یمنی، یار رسول اکرم (ص) و شاگرد رشیدش، پس از عمری آکنده از کسب علم و عبادت پروردگار و کار نیک، دار فانی را وداع گفت. همه مردم برای او گریستند و به شدت از فراق او غمگین شدند.)

خبر وفات ابوهریره به سرعت در مدینه و اطراف آن شایع شد. مردم کارهایشان را رها کردند و به سوی منزل ابوهریره که در ذی‏الحلیفه قرار داشت، شتافتند و تابوت او را در گرما و آفتاب سوزان، به دوش گرفتند و به سوی مسجد نبوی، تشییع کردند. مردم در پیش تابوت او ساکت و آرام حرکت می‏کردند. پس از ادای نماز ظهر او را به مسجد نبوی بردند. در پیشاپیش تشییع کنندگان، اصحاب پیامبر (ص) و بزرگان تابعین قرار داشتند و نیز دو صحابی بزرگوار یعنی عبدالله بن عمر و ابو سعید خدری که در کنار

یکدیگر میرفتند، به کثرت میگفتند: «رحمت خدا بر ابوهریره باد.»

مردم نماز عصر را خواندند سپس تابوت ابوهریره را جلو آوردند و امیر مدینه ولید بن عقبه امام شد و مردم پشت سر او در صفوف فشرده برای نماز ایستادند. جمعیت آنقدر زیاد بود که در صحن مسجد جا نمی‏گرفتند. سرانجام، نماز جنازه اقامه شد. پس از نماز، ابتدا فرزندان عثمان در میان ازدحام جمعیت، تابوت او را به دوش گرفتند و به سوی قب

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ابوهریره شاگرد مکتب پیامبر

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 14 أبريل 2008 الساعة: 13:36 م

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

ابوهریره شاگرد مکتب پیامبر

 

عابد پرهیزکار

طلب علم و نشر آن، بزرگترین خصوصیت این صحابی بزرگوار بود. علاوه بر این، ویژگی دیگری هم داشت که اهمیت آن کمتر از طلب علم نبود و آن هم تقوا و ترس او از خدا بود، آنگونه که شایسته ذات احدیت است.

مجاهده در راه اطاعت از خدا و تقرب به او و خو گرفتن به حسن خلق و رفتار نیک از خصوصیات بارز این صحابی گرانقدر بود. این خصوصیت عجیبی نبود زیرا همه اصحاب، این ویژگیها را از رهبر و الگوی خود پیامبر اکرم (ص) آموخته بودند یعنی علم و عمل را از آن حضرت (ص) یاد گرفته بودند. همچنین شایسته است که عالم صادق به علم خود عمل کند و آن را بر خود تطبیق نماید تا دیگران او را الگوی خود قرار دهند. ابوهریره زیاد عبادت می‏کرد. زیاد نماز شب (تهجد) میخواند. رکوع و سجدههای طولانی انجام میداد. به کثرت استغفار میکرد و تسبیح میگفت، توبه میکرد و دعاهای طولانی میخواند، شبها آه و ناله بدرگاه خدا سر میداد، روزهای دوشنبه و پنج شنبه را روزه میگرفت و به هیچ وجه روزه این دو روز را ترک نمی‏کرد، او شب را سه قسمت کرده بود که یک سوم آن را میخوابید و یک سوم دیگر را بیدار بود و عبادت میکرد و در ثلث آخرش، احادیثی را که حفظ کرده بود، به خاطر میآورد و تکرار مینمود و خانواده‏اش را برای عبادت کردن در آن پاس از شب، بیدار می‏کرد.

ابوعثمان، یکی از بزرگان تابعین، می‏گوید: «هفت روز مهمان ابوهریره بودم. او و همسر و خادمش شب را سه قسمت میکردند و هر کدام ثلثی از شب را با خواندن نماز پاس می‏داشتند یعنی ابتدا یکی نماز میخواند و پس از اینکه وقتش به پایان میرسید، دیگری را بیدار می‏کرد.»

او در روز، هزاران بار طلب آمرزش میکرد و زیاد دعا میخواند و می‏گفت: بخیلترین مردم کسی است که برای سلام دادن بخل ورزد و عاجزترین مردم کسی است که از دعا خواستن عاجز باشد.

در دهه اول ذیالحجه، ابوهریره و عبدالله بن عمر به بازار رفتند و تکبیر گفتند. مردم همصدا با آنها تکبیر می‏گفتند. او در ادای دو رکعت نماز سنت فجر، زیاد کوشا بود و یارانش را به خواندن آن توصیه میکرد و میگفت: «دو رکعت نماز سنت فجر را ترک نکنید اگر چه اسبها شما را لگد مال کنند.»

ابوهریره در منزل خود چهار مسجد داشت:

1- مسجد (اتاق کوچکی برای نماز) کنار درب بزرگ منزل.

2- مسجدی در خانه.

3- مسجدی در اتاقش.

4- مسجدی نزدیک درب خانه.

هر وقت از خانه بیرون میشد، در همه این مساجد نماز می‏خواند. قرآن زیاد تلاوت می‏کرد، خصوصاً در نماز. در کم و کیف ادای نماز، به شدت از پیامبر اکرم (ص) پیروی می‏نمود.

ابورافع می‏گوید: «من نماز عشاء را با ابوهریره خواندم. او در نماز، سوره ـ اذ السماء انشقت ـ را خواند و سجده تلاوت به جای آورد. پرسیدم: «این چه سجدهای بود؟» گفت: «پشت سر آن حضرت (ص) نماز می‏خواندم که این سجده را به جای آورد. از

آن به بعد من هم همیشه وقتی به این آیه می‏رسم، سجده می‏کنم.» روزهای دوشنبه و پنج شنبه هر هفته همیشه روزه بود. در ماه سه روز دیگر هم روزه می‏گرفت تا به توصیه آن حضرت (ص) عمل کرده باشد. میگفت: «دوستم پیامبر اکرم (ص) مرا به سه روز روزه گرفتن در ماه و خواندن دو رکعت سنت نماز صبح و اینکه نمازهای وتر را قبل از خوابیدن، بخوانم توصیه فرمودهاند.

دوران مجردی ابوهریره طولانی بود و در ازدواجش تأخیر کرد و چون ترسید مبادا به گناه کبیره مبتلا شود، همیشه در مسجد دعا میکرد که خداوند او را از ارتکاب به گناهان کبیره محفوظ نگاه دارد تا دینش سالم بماند. گفتهاند: «او در سجده از خدا پناه میخواست که زنا و دزدی و یا گناهان کبیره دیگری از او سر بزند.» به او گفتند: «آیا میترسی؟» گفت: «من چه امنیتی دارم در حالی که شیطان زنده است! انسان تا وقتی که همراه شکر زبانی، شکر عملی انجام ندهد، عابد حقیقی نمیشود.» 

ابوهریره همیشه به مردم می‏گفت که قبلاً چه کسی بوده و حالا چه کسی شده است و همیشه صدای شکر او از نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته بود، به گوش می‏رسید و این کلمات را زیاد تکرار میکرد: «الحمد لله الذی هدى اباهریره للاسلام، الحمد لله الذی منّ على ابی هریره بمحمد علیه الصلوة و السلام.»

بهترین ثمره عبادت و تقوا، دستیابی به اخلاق و رفتار نیک و پسندیده است که خداوند این دو نعمت را به او ارزانی داشته بود. بیشتر از مردم، خانواده و خویشاوندان و همسایگان و دوستان، مستحق رفتار خوب هستند. ابوهریره علاوه بر اینها، بیشتر به مادرش نیکی میکرد و چون او را از سرزمین یمن به مدینه آورده بود، آنقدر بر شرک مادرش صبر کرد و چاره اندیشی نمود تا سرانجام مسلمان شد سپس خودش را وقف خدمت به مادرش کرد و مادرش تا زمانی که زنده بود او را دوست داشت و از او راضی بود.

ابوهریره با فرزندانش رفتار خوبی داشت و آنها را خوب تربیت کرد. همچنین به غلامانش نیکی می‏کرد و خوش رفتاری می

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

حدیث

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 12 أبريل 2008 الساعة: 19:03 م

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

حدیث

 

حدّثني أَبُو غَسّانَ الْمِسْمَعِيّ مَالِكُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ وَ إِسْحَقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ. قَالَ: أَبُو غَسّانَ: حَدّثَنَا مُعَاذٌ. وَقَالَ إِسْحَقَ: أَخْبَرَنَا مُعَاذُ بْنُ هِشَامٍ صَاحِبِ الدّسْتَوَائِيّ: وَحَدّثَنِي أَبِي عَنْ عَامِرٍ الأَحْوَلِ، عَنْ مَكْحُولٍ، عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ مُحَيْرِيزٍ، عَنْ أَبِي مَحْذُورَةَ أَنّ نَبِيّ اللّهِ صلى الله عليه وسلم عَلّمَهُ هَذَا الأَذَانَ: "الله أَكْبَرُ اللّهُ أَكْبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاّ اللّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاّ اللّهُ، أَشْهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ أَشْهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ"، ثُمّ يَعُودُ فَيَقُولُ: "أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاّ اللّهُ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاّ اللّهُ، أَشْهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ أَشْهَدُ أ

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

حدیث

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 12 أبريل 2008 الساعة: 19:00 م

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

حدیث

 

وحدّثني عُبَيْدُ اللّهِ بْنُ عُمَرَ الْقَوَارِيرِيّ: حَدّثَنَا عَبْدُ الْوَارِثِ بْنُ سَعِيدٍ وَ عَبْدُ الْوَهّابِ بْنُ عَبْدِ الْمَجِيدِ. قَالاَ: حَدّثَنَا أَيّوبُ، عَنْ أَبِي قِلاَبَةَ، عَنْ أَنَسٍ قَالَ: أُمِرَ بِلاَلٌ أَنْ يَشْفَعَ الأَذَانَ وَيُوتِرَ الإِقَامَةَ. (صحيح مسلم، لأبي الحسين مسلم بن الحجاج القشيري النيسابو

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

حدیث

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 11 أبريل 2008 الساعة: 16:19 م

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

حدیث

 

وحدّثنا إِسْحَقَ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْحَنْظَلِيّ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَهّابِ الثّقَفِيّ: حَدّثَنَا خَالِدٌ الْحَذّاءُ، عَنُ أَبِي قِلاَبَةَ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالَكٍ قَالَ: ذَكَرُوا أَنْ يُعْلِمُوا وَقْتَ الصّلاَةِ بِشَيْءٍ يَعْرِفُونَهُ، فَذَكَرُوا أَنْ يُنَوّرُوا نَاراً أَوْ يَضْرِبُوا نَاقُوساً، فَأُمِرَ بِلاَلٌ أَنْ يَشْفَعَ الأَذَانَ وَيُوتِرَ الإِقَامَةَ. (صحي

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ابوهریره شاگرد مکتب پیامبر

كتبها احمد بن عباس بن علی ، في 11 أبريل 2008 الساعة: 16:17 م

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

ابوهریره شاگرد مکتب پیامبر

 

امیر مدینه

مسلمانان شهرهای مختلف کمکم به فضیلت ابوهریره پی بردند. بویژه اهل مدینه زیرا او معلم اول آنها به شمار میرفت و بیش از سی سال میگذشت که او مشغول آموختن حدیث به آنها بود. مردم او را دوست داشتند و هر جا از او تعریف میکردند و مقامش را والا میداشتند و چون یکی از بهترین اصحاب آن حضرت (ص) بود، گاهی در نماز امام مردم میشد.

مروان که فرمانروای معاویه در مدینه بود به ابوهریره خیلی احترام میگذاشت چرا که حفظ و تقوا و پرهیزگاری او، مروان را شگفتزده کرده بود و در مسایل و مشکلاتی که برایش پیش میآمد از او اظهار نظر و فتوا میخواست و به اجتهاد او عمل میکرد. مروان فرزندانش، یعنی عبدالعزیز و عبدالملک را به ابوهریره سپرد تا به آنها فقه بیاموزد و از مسایل دین آگاه سازد. آنچه مقام ابوهریره را نزد مروان بالا برده بود، این بود که او عالم صادق در علم و مخلص در عمل بود که جز رضای خدا هدفی نداشت. بدین جهت در گفتن سخن حق جرأت داشت و از ملامت هیچ ملامت کنندهای نمیترسید طوری که خود مروان را امر به معروف و نهی از منکر میکرد و بارها بدون هیچ اغماضی او را نصیحت میکرد و برایش وعظ می‏گفت.

مولایش ابومریم می‏گوید: «روزی مروان مشغول ساختن خانه برای خود در وسط شهر مدینه بود. من نزدیک آنها نشستم و چگونگی کار آنها را تماشا میکردم. در آن اثناء ابوهریره از آنجا گذشت با دیدن آنها گفت: «خانه محکم بسازید و آرزوهای طولانی داشته باشید، به زودی خواهید مرد.» مروان به او گفت: «ابوهریره! چه میگویی؟» گفت: «به آنها گفتم خانه محکمی بسازید و آرزوهای طولانی داشته باشید، به زودی خواهید مرد.» مروان از شنیدن این جمله، ساکت ماند. ابوهریره خطاب به عدهای از مهاجرین چنین گفت: «ای قریش! بیاد آورید که دیروز چه بودید و امروز چه هستید!؟ امروز مردم برای شما کار میکنند، دارای بردگانی از سرزمینهای فارس و روم هستید. نان آرد سفید و گوشت چاق میخورید! پس سعی کنید مانند چارپایان یکدیگر را گاز نگیرید. امروز خود را کوچک بشمارید تا فردا خدا شما را بزرگ گرداند. به خدا سوگند! از شما هیچ کسی نیست که مقامش یک درجه بالا رود و خداوند در روز قیامت آن را پایین نیاورد.» بعد وارد خانه مروان شد و دید که تصاویری بر روی دیوار کشیده شده است. گفت: «من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند: خداوند عز و جل فرموده است: «چه کسی ظالمتر از فردی است که درست کند مانند آنچه که من آفریده‏ام. اگر راست می‏گویند و میتوانند، کوچکترین ذره عالم را بسازند با یک دانه گندم یا جو بیافرینند.».

روزی ابوهریره در دارالاماره نزد مروان رفت. مروان به دربان گفت: «ببین چه کسی است؟» نگهبان گفت: «ابوهریره است» مروان اجازه ورود داد. سپس گفت: «حدیثی از احادیث پیامبر (ص) برایم روایت کن. «ابوهریره گفت: «من از رسول خدا شنیدم که فرمودند: «روزی خواهد آمد که بسیاری از امراء آرزو کنند ایکاش از آسمان به زمین میافتادند ولی شغل امارت را به عهده نمی‏گرفتند.»

این موضع ابوهریره به اضافه علم و فقهاش، مقام او را نزد مروان بالا برده بود. بدین جهت در سال 45 هجری، هنگامی که معاویه مروان را به عنوان مسئول کاروان حج آن سال برگزید به او دستور داد که ابوهریره را جانشین خود در مدینه قرار دهد. مروان روز جمعه بالای منبر رفت و به اطلاع اهل مدینه رساند که ابوهریره را جانشین خود قرار داده است. مردم از شنیدن این خبر، با شادی و سرور جشن گرفتند. زیرا اهل مدینه ابوهریره را خیلی دوست داشتند. اخلاق خوب و سیرت نیکوی او مورد پسند همه بود. ابوهریره مسئولیت امارت را به بهترین وجه انجام می‏داد. در نماز امام مردم بود و روزهای جمعه برایشان خطبه ایراد میکرد. سیاست عدالت را در پیش گرفت، در مشاجرات آنها قضاوت و اختلافاتشان را حل می‏کرد و در میان آنها مانند یک فرد عادی زندگی می‏کرد. فرمانروایی، در اخلاق و رفتار او تغییر به وجود نیاورد. تواضع و فروتنی و عدم توجه به پست و مقام دنیوی باعث شد که همه از او به نیکی یاد کنند. او دارای وجودی پاک و اخلاقی شایسته بود. شوخیهای زیبا و تحقیر ظواهر فریبنده دنیا و شکر نعمتهای خدا، از شکوه و بزرگی او حکایت میکرد.

روزی در مسجد نبوی پس از اقامه نماز خطاب به مردم با صدای بلند چنین گفت: «سپاس خداوندی را که دینش را محکم و استوار گردانید و ابوهریره را بعد از اینکه برای دختر غزوان در ازای سیر کردن شکم و داشتن سواری کار می‏

المزيد

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

التالي