ابناء فارس
كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 1 أغسطس 2007 الساعة: 19:53 م
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین
ابناء فارس
پرافتخارترین تاریخ مملکت ما متعلق به تاریخ بعد از اسلام است . قبل از ورود اسلام، مشرکین مجوسی بر این مملکت تسلط داشتند و مورد افتخارآمیز خاصی از آن دوران وجود ندارد و جز کتبی معدود از آن زمان باقی نمانده است . مشرکین مجوسی اصولا اهل کتابت نبوده و اغلب فاقد سواد بودند و به همین دلیل بود که به کذب و تزویر روی آوردند و مدعی شدند که مسلمین کتابخانه های آنان را سوزانده اند و این خبری است که کذب آن مکررا اثبات گردیده است . مجوسیت که یک دین منحط و شرک آمیز بود قرنها موجب انحراف مردمان سرزمین ما شد و مشرکین مجوسی برای مدتی طولانی با حق و هدایت مبارزه کردند، چه قبل از اسلام که خصومتی طولانی با مسیحیت داشتند و چه بعد از اسلام که از هیچ عداوتی با اسلام و مسلمین قصور نکردند .
ولی بعد از اسلام، علم در مملکت ما گسترش یافت و علمای بسیاری که معروفیت جهانی دارند پدید آمدند و مردم به دین اسلام ایمان آوردند و در کسب و تحصیل علوم دینی نیز زحمات وافری را متحمل شدند . آنان که دوران ظلمانی قبل از اسلام را گذرانده بودند به خوبی می دانستند که الله با عرضه اسلام چه منتی بر آنان گذارده است .
ما در اینجا قصد داریم که إن شاء الله یکی از احادیثی را که رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره فضل مردمان این مملکت گفته است ذکر نماییم و آن را تا حدودی مورد تفحص قرار دهیم . حدیث مذکور چنین روایت شده است :
حدثني عبد العزيز بن عبد الله قال: حدثني سليمان بن بلال، عن ثور، عن أبي الغيث، عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: كنا جلوسا عند النبي صلى الله عليه وسلم فأنزلت عليه سورة الجمعة: {وآخرين منهم لما يلحقوا بهم}. قال: قلت: من هم يا رسول الله؟ فلم يراجعه حتى سأل ثلاثا، وفينا سلمان الفارسي، وضع رسول الله صلى الله عليه وسلم يده على سلمان، ثم قال: لو كان الإيمان عند الثريا، لناله رجال أو رجل، من هؤلاء. (صحيح البخاري، باب قوله: وآخرين منهم لما يلحقوا بهم).
از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده است که گفت : نزد نبی صلی الله علیه و سلم جلوس کرده بودیم که سوره الجمعه بر او نازل شد : « وآخرين منهم لما يلحقوا بهم » . گفتم : آنها چه کسانی هستند یا رسول الله ؟ جواب مرا نداد تا اینکه سه بار آن را سؤال کردم در حالی که سلمان فارسی نیز بین ما بود . رسول الله صلی الله علیه و سلم دستش را بر سلمان قرار داد سپس گفت : اگر ایمان در ثریا باشد، رجال یا رجلی از اینها آن را بدست خواهند آورد . (صحيح البخاري، باب قوله: وآخرين منهم لما يلحقوا بهم).
رسول الله صلی الله علیه و سلم در این حدیث می گوید که منظور از آیه « وآخرين منهم لما يلحقوا بهم » قوم سلمان هستند که هنوز به مؤمنین آن زمان که زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم و قبل از فتح ایران و اسلام آوردن ایرانیان بود ملحق نشده اند . آیه قبل از این آیه چنین است :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ( الجمعة : 2 ) .
این آیه بیان می کند که الله بین امیین که همان اعراب امی جزیرة العرب بودند رسولی مبعوث کرد تا آیات الله را برایشان تلاوت کند و کتاب و حکمت را به آنان تعلیم دهد در حالی که قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه و سلم در ضلالتی مبین بودند . بعد در آیه سوم الله به عده ای اشاره می کند که فعلا به مؤمنین عرب ملحق نشده اند که رسول الله صلی الله علیه و سلم آنها را ابناء فارس معرفی می کند و در آیه چهارم الله اشاره می کند که این مبعوث کردن رسل فضلی است از جانب الله بر انسانها . هر چند که این آیات به اعراب جزیرة العرب و اهل مملکت فارس دلالت دارند ولی طبق بعضی آیات دیگر، رسول الله صلی الله علیه و سلم مبعوث به همه ابناء بشر است . علاوه بر اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم منظور از آیه فوق از سوره الجمعه را بیان می کند، یکی از خصوصیات این قوم را نیز مشخص می نماید که مردی یا مردانی از آنها ایمان را حتی اگر در ثریا باشد بدست خواهند آورد . ثریا ستاره ای در آسمان است و مراد از این قول چنین است که مردانی از قوم سلمان رضی الله عنه ایمان را بدست می آورند حتی اگر رسیدن به آن صعب و مشکل و جایگاهش در بلندای آسمان باشد . لازم به ذکر است که از بین کتب معتبر حدیث که شامل صحاح سته می شوند تمامی آنها را مردانی جمع کرده اند که در مملکت آن زمان سلمان فارسی رضی الله تعالی عنه زندگی می کردند که البته آن مملکت از ایران زمان حال بزرگتر بود . برای مثال ابوعبدالله بخاری که صاحب صحیح بخاری است و معتبرترین صحاح سته می باشد اهل بخارا است که در آن زمان جزء مملکت ایران محسوب می شده است . یکی از مسائل مهم که اهل ایمان را به خود مشغول داشته است سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشد که از احادیث ایشان اخذ می شود و همین امر موجب گردید که شخصی چون محمد بن اسماعیل بخاری زحمات زیادی را برای جمع آوری احادیث نبوی صرف نماید . در صحیح مسلم نیز به این حدیث اشاره شده است :
حدّثني مُحَمّدُ بْنُ رَافِعٍ وَ عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ (قَالَ عَبْدٌ: أَخْبَرَنَا. وَقَالَ ابْنُ رَافِعٍ: حَدّثَنَا) عَبْدُ الرّزّاقِ. أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ عَنْ جَعْفَرٍ الْجَزَرِيّ، عَنْ يَزِيدَ بْنِ الأَصَمّ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه وسلم: "لَوْ كَانَ الدّينُ عِنْدَ الثّرَيّا لَذَهَبَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ فَارِسَ أَوْ قَالَ مِنْ أَبْنَاءِ فَارِس. حَتّىَ يَتَنَاوَلَهُ. (صحيح مسلم، باب فضل فارس) .
از ابی هریره روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت : اگر دین در ثریا باشد مردی از فارس یا ابناء فارس به سمت آن خواهند رفت تا آن را بدست آورند . (صحيح مسلم، باب فضل فارس) .
دین و ایمان تا حدود زیادی معنای واحدی دارند و ابناء فارس یا فرزندان فارس نیز همان ایرانیان هستند زیرا در آن زمان اسم مملکت ما ایران نبوده بلکه به آن بلاد فارس می گفتند و سلمان رضی الله عنه را به این دلیل سلمان فارسی نام نهادند . گذر زمان و تغییر اسامی نباید عده ای را به اشتباه اندازد . مثلا اکنون در ایران استانی بنام استان فارس وجود دارد که ارتباطی با حدیث مذکور ندارد و همچنین این حدیث ارتباطی با زبان فارسی نیز ندارد بلکه منظور مردمانی هستند که در این بلاد زندگی می کرده اند حال چه زبانشان فارسی بوده باشد یا نباشد . همچنین اینکه زبان فارسی در برخی نقاط یا در همه جا تکلم می شده یا اینکه زبان آن زمان با زبان زمان حاضر مردم متفاوت بوده یا نبوده یا لهجه ها و زبانهای مختلفی در بلاد وجود داشته یا نداشته هیچ کدام ارتباطی به موضوع ندارند و منظور از فارسی در آن زمان همان ایرانی در زمان ماست که نشان از ملیت کل مردمان آن مملکت دارد . همچنین نباید فراموش کرد که حدیث فقط شامل مملکتی که امروزه ایران نام دارد نمی شود بلکه کل ممالکی است که در آن زمان مملکت کبیره فارس را تشکیل می دادند یعنی در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و سلم . ابوالحسین مسلم بن حجاج نیز که صاحب صحیح مسلم می باشد و حدیث فوق را از آن کتاب ذکر کردیم اهل نیشابور بوده است . این حدیث را ترمذی نیز روایت کرده که او نیز اهل بلاد فارس و از ترمذ بوده است .
آنچه در این حدیث باید مورد توجه قرار گیرد عبارت رجال است و این بدان معناست که اهل دین و ایمان بودن مردم فارس شامل عموم این مردم نمی شود و همانطور که می دانیم عده ای از همین مردم در کمال عناد و لجاجت از هدایت الهی روی برگرداندند و به جمع مسلمین نپیوستند . هر چند که در طول تاریخ این افراد قلیل بوده اند ولی همین عده از عداوت با اسلام و مسلمین دست برنداشتند و متأسفانه در زمان ما و با حمایت دیگر دشمنان اسلام مثل یهود و اتباع صلیب بر تعدادشان اضافه شده است . رئیس شرور اینها را می توان خسروپرویز ملعون دانست که از همان آغاز دعوت اسلام به عداوت با این دین پرداخت و رساله رسول الله صلی الله علیه و سلم را پاره کرد . هر چند که مدتی بعد شکم این ملعون توسط پسرش پاره شد و ملکش نیز به مشیئت الله توسط مسلمین پاره پاره گشت ولی این مسائل برای معاندین درس عبرت نشد و همچنان به کفر خود ادامه دادند . از دیگر مجوسیهای شرور می توان به ابولؤلؤ لعین اشاره کرد که عمر فاروق علیه السلام را به شهادت رساند . امروزه می توان دشمنان اسلام و مسلمین را از روی حمایت و جانبداری آنان از اشخاصی مثل خسروپرویز و ابولؤلؤ شناخت .
با توجه به آنچه گفته شد می توان مردم بلاد فارس را به دو گروه تقسیم کرد . یک عده مؤمنینی که به الله و رسولش ایمان آوردند و به شرک و کفر آباء و اجداد خود پشت کردند که مصداق حدیث فوق و اصحاب سلمان فارسی رضی الله عنه می باشند . گروه دیگر کسانی هستند که به هدایت الهی پشت کردند و بر کفر پدرانشان اصرار ورزیدند که اخلاف و اعقاب خسروپرویز و ابولؤلؤ لعنة الله علیهم اجمعین می باشند .
مجددا به حدیث بازمی گردیم تا مسائلی دیگر از آن را بررسی نماییم . همانطور که مشاهده کردیم رسول الله صلی الله علیه و سلم می گوید که ابناء فارس جویندگان دین و ایمان هستند حتی اگر در ثریا باشد . کلمات دین و ایمان که در احادیث نقل شده تقریبا هم معنی هستند ولی در بعضی از احادیث به علم نیز اشاره گردیده مثل حدیثی که در مسند امام احمد بن حنبل روایت شده است :
حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا إسحق بن يونس وهو الأزرق أنبأنا عوف عن شهر بن حوشب عن أبي هريرة قال سمعته يقول قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: لو كان العلم بالثريا لتناوله أناس من أبناء فارس. (مسند الإمام أحمد، مسند أبي هريرة رضي الله عنه).
از ابی هریره روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت : اگر علم در ثریا باشد مردمانی از ابناء فارس آن را بدست خواهند آورد. (مسند الإمام أحمد، مسند أبي هريرة رضي الله عنه).
لازم به ذکر است احادیثی که به دین و ایمان اشاره دارند اعتبار بیشتری نسبت به احادیثی دارند که به علم اشاره می کنند و سه کتاب از معتبرترین کتب یعنی صحیحین بخاری و مسلم و سنن ترمذی آن را آورده اند . با این حال این احادیث در کتب شیعه به ندرت ذکر شده و همان تعداد حدیث نیز اعتبار چندانی ندارند و ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم :
جعفر عن أبيه أن رسول الله ص قال لو كان العلم منوطا بالثريا لتناولته رجال من فارس. (قرب الإسناد لعبد الله بن جعفر الحميري، ص : 52).
جعفر از پدرش روایت کرده که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم گفت : اگر علم در ثریا باشد رجالی از فارس آن را بدست می آورند. (قرب الإسناد لعبد الله بن جعفر الحميري، ص : 52).
احادیث دیگری نیز وجود دارند که از کتب مسلمین غیرشیعی نقل شده اند مثل این حدیث :
وَ قَالَ الطَّبْرِسِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ رَوَى أَبُو هُرَيْرَةَ أَنَّ نَاساً مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ ذَكَرَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ كَانَ سَلْمَانُ إِلَى جَنْبِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَضَرَبَ يَدَهُ عَلَى فَخِذِ سَلْمَانَ فَقَالَ هَذَا وَ قَوْمُهُ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ مَنُوطاً بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِس. (بحار الأنوار ج : 22 ص : 52 ، باب ما جرى بينه و بين أهل الكتاب و المشركين بعد الهجرة و فيه نوادر أخباره و أحوال أصحابه ص زائدا على ما تقدم في باب المبعث و كتاب الاحتجاج و ما سيأتي في الأبواب الآتية).
ابوهریره روایت کرده است که عده ای از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم گفتند : یا رسول الله ! این عده که الله در کتابش آنها را ذکر کرده چه کسانی هستند ؟ و سلمان نزدیک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود که دستش را به ران سلمان زد و گفت : این و قومش، قسم به کسی که جانم در دست اوست اگر ایمان در ثریا باشد رجالی از فارس آن را بدست خواهند آورد. (بحار الأنوار ج : 22 ص : 52 ، باب ما جرى بينه و بين أهل الكتاب و المشركين بعد الهجرة و فيه نوادر أخباره و أحوال أصحابه ص زائدا على ما تقدم في باب المبعث و كتاب الاحتجاج و ما سيأتي في الأبواب الآتية).
با این حال احادیثی که بر فضل ابناء فارس دلالت می کنند در کتب مسلمین از اعتبار بالایی برخوردار هستند و صحیح می باشند . ممکن است یکی از دلایلی که موجب شده احادیث دال بر دین و ایمان و علم ابناء فارس در کتب شیعه بسیار کم روایت شوند بدین خاطر باشد که اکثریت قریب به اتفاق اهل دین و اهل علم در بلاد فارس شیعه نبوده اند و برای مثال در این مورد همانطور که قبلا ذکر شد می توان جمع کنندگان احادیث نبوی را ذکر کرد که شش کتاب از معتبرترین کتب حدیث نبوی را که به صحاح سته مشهورند ابناء فارس نوشته اند که عبارتند از صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، سنن نسائی ، سنن ترمذی ، سنن ابی داود و سنن ابن ماجه . بخاری اهل بخارا ، مسلم اهل نیشابور ، نسائی اهل نساء خراسان ، ترمذی اهل ترمذ ، ابوداود اهل سیستان و ابن ماجه اهل قزوین بوده است . علاوه بر اینها علمای بسیار دیگری نیز اهل فارس بوده اند که در علوم دینی و غیر دینی متبحر بوده اند . علمایی مثل ابوعلی حسین بن سینا ، ابونصر محمد بن محمد فارابی ، ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی ، ابوبکر محمد بن زکریا رازی ، ابوزکریا خطیب تبریزی و هزاران عالم دیگر که تألیفات متعددی نیز داشته اند .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : بلاد فارس | السمات:بلاد فارس
أرسل الإدراج | دوّن الإدراج

























أغسطس 8th, 2007 at 8 أغسطس 2007 6:12 ص
انت ان الله لا يهدى القوم الظالمين و انت ظالم و قلبك كله حقد و كراهيه فموتوا بحقدكم ثم انت من الحمق بدرجه لا تدرى اننا على رغم كل ما فعلتم خلال
مايو 25th, 2008 at 25 مايو 2008 8:16 م
آقا