خلیج فارس یا عربی
كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 4 أغسطس 2007 الساعة: 06:19 ص
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین
خلیج فارس یا عربی
مدتی است که اختلافی در اسم خلیجی که بین بلاد فارس یا ایران کنونی و جزیرة العرب که اکنون چند مملکت در ساحل آن تشکیل شده اند بوجود آمده که به محلی برای جدال ناسیونالیستها تبدیل شده است . در متون تاریخی به اسم این خلیج از جهت وجود اختلاف کنونی توجه نشده و در مواردی که لازم به ذکر وقایع مربوط به این خلیج و اسم آن بوده نامش ذکر شده است . ما در اینجا إن شاء الله به بعضی از این متون اشاره ای خواهیم داشت :
قال الأزهري سميت جزيرة لأن بحر فارس وبحر السودان أحاطها بجانبيها وأحاط بالجانب الشمالي دجلة والفرات. (تحفة الأحوذي شرح جامع الترمذي لمحمد بن عبد الرحمن المباركفوري، كتاب السير، باب ما جاءَ في إخراجِ اليَهودِ والنّصَارَى مِن جَزيرةِ العَرَب).
الازهری می گوید جزیرة العرب بدین خاطر جزیره خوانده می شود که بحر فارس و بحر سودان در دو جانب آن هستند و از جانب شمالی توسط دجله و فرات احاطه شده است . (تحفة الأحوذي شرح جامع الترمذي لمحمد بن عبد الرحمن المباركفوري، كتاب السير، باب ما جاءَ في إخراجِ اليَهودِ والنّصَارَى مِن جَزيرةِ العَرَب).
قول فوق در شرح حدیثی است که دلالت بر اخراج یهود و نصاری از جزیرة العرب می کند و در توضیح این حدیث به اینکه چرا به شبه جزیره عربستان جزیرة العرب گفته می شود نیز بیان شده که در قولی از ازهری دلیل آن احاطه این بلاد توسط دریاها ذکر گردیده که یکی از آنها بحر فارس نامیده شده که نام دریایی است که در شرق جزیرة العرب قرار دارد . اینکه به چه علت جزیرة العرب چنین نامیده شده به بحث ما ارتباطی ندارد بلکه آنچه به بحث ما مرتبط است اسم بحر فارس است که در شرح حدیث آمده است . در شرح دیگری آمده است :
بحر الفرات وهو نهر عظيم مشهور يخرج من آخر حدود الروم ثم يمر بأطراف الشام ثم بالكوفة ثم بالحلة ثم يلتقي مع دجلة في البطائح ويصيران نهراً واحداً ثم يصبان عند عبادان في بحر فارس. (فيض القدير، شرح الجامع الصغير للإمامِ عبد الرؤوف المناوي، الجزء الخامس، حرف اللام).
بحر فرات نهری عظیم و مشهور است که از آخر حدود روم خارج می شود و از اطراف شام و بعد از کوفه و بعد از حله عبور می کند و در بطائح با دجله التقا می کند و بصورت نهری واحد جریان می یابند تا در عبادان به بحر فارس بریزند . (فيض القدير، شرح الجامع الصغير للإمامِ عبد الرؤوف المناوي، الجزء الخامس، حرف اللام).
در این شرح آمده است که دجله و فرات پس از پیوستن به هم مسیر خود را در عبادان که در ایران است ادامه داده و در آنجا به بحر فارس منتهی می شوند . در گذشته از عباراتی چون خلیج استفاده نمی کردند و معمولا از همان کلمه بحر برای آبها استفاده می نمودند . بحر فارس نامی است که در متون بسیاری از آن استفاده شده است و در کتبی چون لسان العرب ابن منظور، قاموس المحیط فیروزآبادی، مجمع الامثال میدانی، عون المعبود عظیم آبادی، النهایه ابن اثیر و کتب دیگر آمده است .
مورد دیگری در این باره تفسیری است که از کلمه « بحرین » ارائه می شود . در الجامع لأحکام القرآن آمده است :
"حتى أبلغ مجمع البحرين" أي ملتقاهما. قال قتادة: وهو بحر فارس والروم. (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة الكهف، الآية: 60).
مجمع البحرین یعنی ملتقای آن دو بحر . قتاده گوید : منظور بحر فارس و روم است . (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة الكهف، الآية: 60).
وهو الذي مرج البحرين هذا عذب فرات وهذا ملح أجاج وجعل بينهما برزخا وحجرا محجورا … وقال الحسن: يعني بحر فارس وبحر الروم. (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة الفرقان، الآية: 53).
حسن بصری ( درباره آیه 53 از سوره الفرقان ) گوید : منظور بحر فارس و بحر روم است . (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة الفرقان، الآية: 53).
حسن و قتاده در مورد کلمه بحرین در قرآن نظرشان بر این است که منظور از این دو بحر، بحر فارس و بحر روم می باشد . این مورد در تفاسیر دیگر و همچنین در آیات دیگری که کلمه بحرین آمده ذکر شده است . همانطور که گفتیم ما در اینجا قصد نداریم تفحص نماییم که آیا این تفاسیر صحیح هستند یا خیر بلکه هدف ما فقط توجه به اسم بکار رفته برای خلیج فارس است . با توجه به مشخصاتی که برای بحر فارس ذکر شد من جمله بحری که دجله و فرات به آن می ریزند و بحری که در شرق جزیرة العرب قرار دارد می توان به خوبی درک کرد که اسمی که در قدیم الایام برای این بحر بکار می رفته همان بحر فارس است که امروزه خلیج فارس نامیده می شود .
مورد دیگر در این باره نام فارس است که بر این خلیج گذاشته شده است . بعضی استدلال می کنند که در اطراف این خلیج اکثرا عرب زبانان ساکن هستند پس این خلیج باید خلیج عربی نامیده شود در حالی که اسم فارس در این نامگذاری از زبان ساکنین اطراف این خلیج گرفته نشده بلکه این نام از بلاد فارس اخذ شده است مثل دریای عمان و خلیج مکزیک و بنگال و بسیاری دیگر . بلاد فارس مملکتی است که در قرون گذشته از ممالک کنونی ایران و افغانستان و آذربایجان و چند مملکت دیگر تشکیل یافته بود . مثال خوبی که در این باره می توان ارائه داد شخص سلمان فارسی رضی الله عنه است . سلمان اسمش را از فارسی به عربی تغییر داد و نام سلمان به خود گرفت و این اسم را رسول الله صلی الله علیه و سلم و همه مسلمین قبول داشته و او را به این اسم خطاب می کردند ولی با مسلمان شدن سلمان و عربی شدن اسم او، سلمان فارسی به سلمان عربی تبدیل نشد زیرا سلمان اهل بلاد فارس بود و بدین جهت سلمان فارسی نامیده میشد و به نوعی مبین ملیت سلمان بود و نه زبان او . مشخص است سلمان رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم و باقی مؤمنین به عربی تکلم می کرد ولی به دلیل مذکور شخصی او را سلمان عربی خطاب نکرد . این مسأله درباره بسیاری از علمای بلاد فارس نیز صادق است و آنها نیز بسیاری از کتب خود را به زبان عربی نوشتند ولی با این حال اهل بلاد فارس و بالطبع فارسی هستند .
این اسم برای خلیج فارس مقبول اعراب جزیرة العرب برای مدتی متمادی بوده است . حال باید دید چرا آن عده که می گویند اسم این خلیج، خلیج عربی است بر این قول خود اصرار دارند و چرا اصولا این نام را وضع کرده اند و چرا می خواهند به عداوت با بلاد فارس و ابناء فارس برخیزند که موجب رشد تعالیم دینی شده اند و رسول الله صلی الله علیه و سلم هم در فضل آنها مطالبی گفته است .
یک دلیل آن را می توان تعصب نابجایی دانست که در امثال ابوجهل و ابولهب وجود داشت و رسول الله صلی الله علیه و سلم به شدت با آنها مبارزه کرد زیرا آنها می خواستند به بهانه روش آباء و اجداد با هدایت الله مبارزه نمایند و دائما بیان می کردند که پدران ما همگی مشرک بوده اند و ما نیز بر دین آباء خود هستیم . اکثر کسانی که چنین تعصباتی دارند مسائل قومی و قبیله ای و ملی را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند حتی اگر دین الله باشد .
دلیل دوم را نیز می توان چنین بیان کرد که عده ای از رشد دوباره مجوسیت در ایران ناراضی هستند و از عداوت مشرکین مجوسی با دین اسلام و تعالیم آن آگاهند . اشتباه این عده این است که آنها نمی دانند در مبارزه با مشرکین مجوسی نباید با اسم فارس به مبارزه برخاست . فارسی که علمای زیادی را به دنیای اسلام تقدیم کرده است .
دلیل سوم خوف بعضی از مسلمینی است که باید بر علیه مشرکین مجوسی اقدام نمایند . اگر به رؤسای ممالک عربی و رفتار آنها در قبال مشرکین مجوسی دقت کنیم به یک سکوت و سستی مشخصی در رفتار آنها مواجه می شویم . مجوسیها به کرات به اسلام و مسلمین و حتی شخص رسول الله صلی الله علیه و سلم توهین می نمایند و ابزار وسیعی را برای بیان این موارد در اختیار دارند . با وجود کثرت این تبلیغ و توهینهای مجوس، رؤسای ممالک اسلامی و دیگر مسئولین هیچ اقدام مؤثری انجام نداده اند . مسلما چنین برخوردی مقبول بسیاری از مسلمین که عداوت مشرکین مجوسی را چشیده و تجربه کرده اند نیست و رؤسا و مسئولین برای فرار از این نارضایتی به دنبال انجام اقداماتی جهت آرام سازی هستند . یکی از این اقدامات جعل نام خلیج عربی بجای نام اصلی خلیج فارس است تا ثابت نمایند که بر علیه مجوس اقداماتی انجام داده اند ولی این اقدامات آنها بر خلاف واقعیات تاریخی است . در اصل این جعل اسم یک اقدام مؤثر برای مبارزه با مشرکین مجوسی نیست بلکه یک فریب است تا چنین وانمود نمایند که بر علیه تبلیغات منفی و توهینهای مشرکین مجوسی به اسلام و مسلمین کارهایی از طرف رؤسا و مسئولین انجام داده شده است .
طبق آنچه گفته شد برای مقابله با این انحراف باید از تعصبات قومی و ناسیونالیستی که جایگاهی در اسلام ندارند حذر کرد و همچنین برای مبارزه با مشرکین مجوسی، این اعداء دیرین اسلام و مسلمین، باید راه مناسبی اتخاذ کرد . رجوع به ناسیونالیسم عربی برای مبارزه با مشرکین مجوسی جز افتادن از چاله به چاه نیست . این در حالی است که ما تجربه کافی در تقابل با مشرکین مجوسی داریم و نباید فراموش کنیم که بنیان شرک و کفر مجوسیت در چهارده قرن پیش توسط مؤمنین و عده ای از صحابه رضی الله تعالی عنهم و در زمان خلافت خلفای راشدین المهدیین علیهم السلام فرو ریخت . راه مقابله با مجوسیت و دیگر ادیان منحط و منحرف رجوع به اسلام و تعالیم این دین الهی می باشد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : بلاد فارس | السمات:بلاد فارس
أرسل الإدراج | دوّن الإدراج
























