جهاد

كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 5 أكتوبر 2007 الساعة: 17:27 م

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

جهاد

 

در تفسیر آیه 74 از سوره النساء به تفسیر درالمنثور امام سیوطی مراجعه می نماییم:

 

وأخرج ابن جرير وابن أبي حاتم عن السدي {الذين يشرون الحياة الدنيا بالآخرة} يقول: يبيعون الحياة الدنيا بالآخرة. وأخرج ابن أبي حاتم عن سعيد بن جبير {فليقاتل} يعني يقاتل المشركين {في سبيل الله} قال: في طاعة الله {ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل} يعني يقتله العدو {أو يغلب} يعني يغلب العدو من المشركين {فسوف نؤتيه أجرا عظيما} يعني جزاءا وافرا في الجنة، فجعل القاتل والمقتول من المسلمين في جهاد المشركين شريكين في الأجر. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، المجلد الثاني، سورة النساء، الآية: 74).

 

ابن جریر و ابن ابی حاتم از سدی روایت کرده اند که درباره آیه "الذين يشرون الحياة الدنيا بالآخرة" می گوید: یعنی بیع می کنند حیات دنیا را به آخرت. و ابن ابی حاتم از سعید بن جبیر روایت کرده که گفت: عبارت "فلیقاتل" یعنی قتال با مشرکین و "فی سبیل الله" یعنی در اطاعت از الله و "ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل" یعنی عدو او (مجاهد) را به قتل رساند و "أو یغلب" یعنی بر عدو مشرک غلبه نماید و " فسوف نؤتيه أجرا عظيما" یعنی جزائی وافر در جنت (به مجاهد عطا شود) که قاتل و مقتول از مسلمین در جهاد با مشرکین در اجر شریک هستند. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، المجلد الثاني، سورة النساء، الآية: 74).

 

این دو حدیث به معنی و مفهوم عبارات موجود در آیه اشاره می کنند. حال به تفسیر آیه 74 از سوره النساء از کتاب تفسیر فخر رازی می پردازیم:

 

{فليقاتل فى سبيل الله الذين يشرون الحيواة الدنيا بالاخرة ومن يقاتل فى سبيل الله فيقتل أو يغلب فسوف نؤتيه أجرا عظيما}.

اعلم أنه تعالى لما ذم المبطئين في الجهاد عاد إلى الترغيب فيه فقال: {فليقاتل فى سبيل الله} وللمفسرين في قوله: {يشرون الحيواة الدنيا} وجهان: الأول: أن {يشرون} معناه يبيعون … فكان معنى الآية: فليقاتل في سبيل الله الذين يبيعون الحياة الدنيا بالآخرة، وهو كقوله: {إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم} إلى قوله: {فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به}. والقول الثاني: معنى قوله: {يشرون} أي يشترون قالوا: والمخاطبون بهذا الخطاب هم المنافقون الذين تخلفوا عن أحد، وتقرير الكلام: فليقاتل الذين يختارون الحياة الدنيا على الآخرة. (مفاتيح الغيب، سورة النساء، الآية: 74).

 

علم داشته باش که الله تعالی بعد از ذم کاهلین در جهاد به ترغیب در آن عودت می کند و می گوید: {فليقاتل فى سبيل الله} و برای مفسرین در قول الله: {يشرون الحيوة الدنيا} دو وجه وجود دارد. اول اینکه: "یشرون" معنایش "یبیعون" است یعنی می فروشند … که معنی آیه چنین می شود: کسانی فی سبیل الله قتال کنند که می فروشند حیات دنیا را به آخرت. و آن مثل قول الله در آیه {إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم} الی قول الله در آیه {فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به} است. و قول ثانی چنین است که معنی قول الله در عبارت "یشرون" همان "یشترون" به معنای می خرند است و مخاطب این خطاب منافقونی هستند که از احد تخلف کردند. تقریر کلام چنین است: قتال شود با کسانی که حیات دنیا را بر آخرت اختیار می نمایند. (مفاتيح الغيب، سورة النساء، الآية: 74).

 

این تفسیر بیان می دارد که درباره آیه 74 دو نظر مختلف وجود دارد. یکی از آیه چنین برداشت می کند که مخاطب آیه قتال با منافقینی است که حیات دنیا را بر آخرت ترجیح داده و دنیا را انتخاب کرده اند و دیگری می گوید که آیه صفتی از مقاتلین را که ترجیح آخرت بر دنیا است بیان می دارد. این اختلاف از معنی عبارت «یشرون» ناشی می شود که رأی اول آن را خریدن و دومی فروختن معنی می کند که اکثر تفاسیر بر قول دوم تأکید دارند.

 

ثم قال تعالى: {ومن يقاتل فى سبيل الله فيقتل أو يغلب فسوف نؤتيه أجرا عظيما} والمعنى من يقاتل في سبيل الله فسواء صار مقتولا للكفار أو صار غالبا للكفار فسوف نؤتيه أجرا عظيما، وهو المنفعة الخالصة الدائمة المقرونة بالتعظيم، ومعلوم أنه لا واسطة بين هاتين الحالتين، فاذا كان الأجر حاصلا على كلا التقديرين لم يكن عمل أشرف من الجهاد. وهذا يدل على أن المجاهد لا بد وأن يوطن نفسه على أنه لا بد من أحد أمرين، إما أن يقتله العدو، وإما أن يغلب العدو ويقهره، فانه اذا عزم على ذلك لم يفر عن الخصم ولم يحجم عن المحاربة، فأما اذا دخل لا على هذا العزم فما أسرع ما يقع في الفرار، فهذا معنى ما ذكره الله تعالى من التقسيم في قوله: {فيقتل أو يغلب}. (مفاتيح الغيب، سورة النساء، الآية: 74).

 

الله تعالی می گوید: {ومن يقاتل فى سبيل الله فيقتل أو يغلب فسوف نؤتيه أجرا عظيما} و معنی آن چنین است که هر کس فی سبیل الله قتال کند سواء اینکه مقتول گردد یا غالب شود بر کفار به او اجر عظیمی می دهیم و آن منفعتی خالص و دائم و مقرون به تعظیم است و معلوم است که واسطه ای بین این دو حالت نیست و وقتی اجر در هر دو تقدیر حاصل شود عملی اشرف از جهاد نیست. و این دلالت می کند که برای مجاهد در هر حال یکی از دو امر خواهد بود. یا عدو او را به قتل می رساند و یا بر عدو غلبه می کند و مقهور می سازد. پس وقتی چنین عزمی داشته باشد از خصم فرار نمی کند و این معنای آنچه الله تعالی در قولش: "فیقتل أو یغلب" ذکر کرده است. (مفاتيح الغيب، سورة النساء، الآية: 74).

 

در ادامه به تفسیر آیه 75 از سوره النساء اشاره می کنیم:

 

وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا (النساء: 75).

 

در کتاب جامع لأحکام القرآن در تفسیر این آیه آمده است:

 

قوله تعالى: "وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله" حض على الجهاد. وهو يتضمن تخليص المستضعفين من أيدي الكفرة المشركين الذين يسومونهم سوء العذاب، ويفتنونهم عن الدين؛ فأوجب تعالى الجهاد لإعلاء كلمته وإظهار دينه واستنقاذ المؤمنين الضعفاء من عباده، وإن كان في ذلك تلف النفوس. وتخليص الأسارى واجب على جماعة المسلمين إما بالقتال وإما بالأموال؛ وذلك أوجب لكونها دون النفوس إذ هي أهون منها. قال مالك: واجب على الناس أن يفدوا الأسارى بجميع أموالهم. وهذا لا خلاف فيه؛ لقوله عليه السلام (فكوا العاني) وقد مضى في "البقرة". (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة النساء، الآية: 75).

 

قول الله تعالی در آیه "وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله" حض و تشویق بر جهاد است و تضمینی است بر تخلیص مستضعفین از دست کفار مشرکی که مستضعفین را عذاب سوء می چشانند و در دین به فتنه می اندازند. الله تعالی جهاد را برای اعلای کلمه و اظهار دینش و استنقاذ مؤمنین ضعیف از عباد واجب کرده است هر چند که موجب تلف نفوس شود. تخلیص اسرا بر جماعتی از مسلمین واجب است که یا باید به قتال تأمین شود یا به اموال. مالک گوید: بر مردم واجب است که برای تخلیص اسرا به جمیع اموالشان فدیه دهند و خلافی در آن نیست به علت قول نبی علیه السلام که گفت: «اسیر را آزاد سازید». (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة النساء، الآية: 75).

 

در ادامه تفسیر بیان شده است:

 

قوله تعالى: "والمستضعفين" عطف على اسم الله عز وجل، أي وفي سبيل المستضعفين، فإن خلاص المستضعفين من سبيل الله. وهذا اختيار الزجاج وقال الزهري. وقال محمد بن يزيد: أختار أن يكون المعنى وفي المستضعفين فيكون عطفا على السبيل؛ أي وفي المستضعفين لاستنقاذهم؛ فالسبيلان مختلفان. ويعني بالمستضعفين من كان بمكة من المؤمنين تحت إذلال كفرة قريش وأذاهم وهم المعنيون بقوله عليه السلام: (اللهم أنج الوليد بن الوليد وسلمة بن هشام وعياش بن أبي ربيعة والمستضعفين من المؤمنين). وقال ابن عباس: كنت أنا وأمي من المستضعفين. في البخاري عنه "إلا المستضعفين من الرجال والنساء والولدان" فقال: كنت أنا وأمي ممن عذر الله، أنا من الولدان وأمي من النساء. قوله تعالى: "من هذه القرية الظالم أهلها" القرية هنا مكة بإجماع من المتأولين. (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة النساء، الآية: 75).

 

قول الله تعالی در عبارت "والمستضعفین" بر اسم الله عزوجل عطف شده است یعنی فی سبیل المستضعفین، که خلاص مستضعفین از مصادیق سبیل الله است. محمد بن یزید گوید: مستضعفین عطف بر سبیل شده است یعنی و در مورد مستضعفین و برای انقاذ آنها، پس این دو سبیل مختلف هستند. و همچنین یعنی فی سبیل مستضعفین مؤمن که در مکه تحت اذلال کفار قریش هستند و آنها را اذیت می کنند و این مورد را به قول نبی علیه السلام معنی می کنند که گفت: «اللهم ولید بن ولید و سلمة بن هشام و عیاش بن ابی ربیعه و مستضعفین من المؤمنین را نجات بده ». ابن عباس گوید: من و مادرم از مستضعفین بودیم. در بخاری از ابن عباس آمده است: "إلا المستضعفين من الرجال والنساء والولدان" من و مادرم از آنهایی هستند که الله عذر آنها را قبول کرد. من از ولدان و مادرم از نساء بودند. قول الله تعالی در آیه "من هذه القرية الظالم أهلها" منظور از القریة به اجماع متأولین، مکه است. (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة النساء، الآية: 75).

 

در این آیه مؤمنین بر جهاد با کفار و مشرکین تشویق و دعوت شده اند زیرا آن عده از مؤمنین که قدرت هجرت به مدینه را نداشتند در مکه تحت اذیت و عذاب مشرکین زندگی می کردند و همین امر به دلیلی برای جهاد مؤمنین با مشرکین تبدیل شد و این سوای دلایل دیگر برای جهاد مؤمنین با مشرکین است که در عبارت فی سبیل الله می گنجد. جهاد و قتال با مشرکین به آنها نشان می دهد که اذیت مؤمنینی که در بلاد آنها زندگی می کنند برایشان بدون هزینه و معاقبه نخواهد بود و مؤمنین ساکن در خارج از بلاد مشرکین به همین دلیل با آنها وارد جنگ و جهاد خواهند شد. طبق تفسیر فوق علاوه بر جهاد راه دیگری نیز برای فک اسرا وجود دارد که همان دادن فدیه است. حال به تفسیر آیه 75 از سوره النساء از تفسیر درالمنثور امام سیوطی می پردازیم:

 

وأخرج ابن جرير عن ابن عباس في قوله {وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين} قال: وسبيل المستضعفين. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

ابن جریر از ابن عباس درباره قول الله در آیه « وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين» روایت کرده است که گفت: منظور «وسبیل المستضعفین» است. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

منظور قول ابن عباس چنین می شود که الله با خطاب به مؤمنین می گوید که چرا فی سبیل الله و همچنین فی سبیل المستضعفین یا برای آزادی آنها جهاد نمی کنید؟

 

وأخرج ابن جرير وابن أبي حاتم من طريق العوفي عن ابن عباس قال: المستضعفون: أناس مسلمون كانوا بمكة لا يستطيعون أن يخرجوا منها. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

ابن جریر و ابن ابی حاتم از طریق العوفی از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: مستضعفون مردمی از مسلمون بودند که در مکه زندگی می کردند و استطاعت خروج از این شهر را نداشتند. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

وأخرج البخاري عن ابن عباس قال: كنت أنا وأمي من المستضعفين. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

بخاری از ابن عباس روایت کرده است که گفت: من و مادرم از مستضعفین (در مکه) بودیم. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

وأخرج عبد بن حميد وابن جرير وابن المنذر عن مجاهد في الآية قال: أمر المؤمنون أن يقاتلوا عن مستضعفين مؤمنين كانوا بمكة. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

عبد بن حمید و ابن جریر و ابن منذر از مجاهد روایت کرده اند که درباره آیه گفت: مؤمنون، مأمور به قتال برای (آزادی) مستضعفین مؤمنی بودند که در مکه زندگی می کردند. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

وأخرج ابن أبي حاتم عن عائشة في قوله {ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها} قال: مكة. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

ابن ابی حاتم از عایشه درباره قول الله: «ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها» روایت کرده است که گفت: (منظور از القریة) مکه است. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 75).

 

در کتاب جامع البیان امام طبری درباره تفسیر آیه 75 از سوره النساء آمده است:

 

القول في تأويل قوله تعالى: {وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها}.

يعني بذلك جل ثناؤه: وما لكم أيها المؤمنون لا تقاتلون في سبيل الله، وفي المستضعفين، يقول: عن المستضعفين منكم من الرجال والنساء والولدان. فأما من الرجال فإنهم كانوا قد أسلموا بمكة، فغلبتهم عشائرهم على أنفسهم بالقهر لهم وآذوهم ونالوهم بالعذاب والمكاره في أبدانهم، ليفتنوهم عن دينهم. فحض الله المؤمنين على استنقاذهم من أيدي من قد غلبهم على أنفسهم من الكفار، فقال لهم: وما شأنكم لا تقاتلون في سبيل الله وعن مستضعفي أهل دينكم وملتكم الذين قد استضعفهم الكفار فاستذلوهم ابتغاء فتنتهم وصدهم عن دينهم من الرجال والنساء؟ والولدان جمع ولد: وهم الصبيان.

{الذين يقولون ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها} يعني بذلك أن هؤلاء المستضعفين من الرجال والنساء والولدان يقولون في دعائهم ربهم بأن ينجيهم من فتنة من قد استضعفهم من المشركين: يا ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها - والعرب تسمي كل مدينة قرية - يعني: التي قد ظلمتنا وأنفسها أهلها. وهي في هذا الموضع فيما فسر أهل التأويل مكة وخفض الظالم، لأنه من صفة الأهل، وقد عادت الهاء والألف اللتان فيه على القرية. (جامع البيان عن تأويل آي القرآن للإمام الطبري، سورة النساء، الآية: 75).

 

الله جل ثناؤه با این آیه بیان می کند که ای مؤمنین! شما را چه شده که فی سبیل الله و برای مستضعفین قتال نمی کنید؟ می گوید: از مستضعفینی از شما از رجال و نساء و ولدان که رجال آنهایی بودند که در مکه اسلام آوردند و عشایرشان بر آنها به قهر غلبه کردند و اذیت نمودند و و عذاب دادند و بر ابدانشان اعمال کریه انجام دادند تا آنها را در دین به فتنه اندازند. الله مؤمنین را بر انقاذ آنها از ید کفار غالب بر آنها تشویق می کند و می گوید: چرا فی سبیل الله و برای مستضعفین اهل دین و ملتتان از رجال و نساء که کفار آنها را ضعیف کرده و برای به فتنه انداختن و صد از دین به ذلت نشانده قتال نمی کنید؟ ولدان جمع ولد به معنی کودکان است.

در آیه «الذين يقولون ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها» الله منظورش این است که این مستضعفین از رجال و نساء و ولدان که در دعایشان از ربشان می خواهند که آنها را از فتنه و از دست مشرکینی که آنها را استضعاف کرده اند نجات دهد، می گویند: ربنا ما را از این قریه ای که اهلش ظالم است نجات بده. عرب هر مدینه ای را قریه می گوید. یعنی قریه ای که اهلش بر ما (مستضعفین) ظلم کرد. اهل تأویل قریه را مکه تفسیر کرده اند و ظالم را صفت اهل می دانند و حروف هاء و الف به قریه بازمی گردد. (جامع البيان عن تأويل آي القرآن للإمام الطبري، سورة النساء، الآية: 75).

 

در ادامه به آیه 76 از سوره النساء اشاره می کنیم:

 

الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا ( النساء : 76 ).

 

در در المنثور امام سیوطی درباره این آیه آمده است:

 

وأخرج ابن المنذر عن قتادة {والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت} يقول في سبيل الشيطان.

وأخرج عبد بن حميد وابن المنذر وابن أبي حاتم من طريق مجاهد عن ابن عباس قال: إذا رأيتم الشيطان فلا تخافوه واحملوا عليه {إن كيد الشيطان كان ضعيفا} قال مجاهد: كان الشيطان يتراءى لي في الصلاة. فكنت أذكر قول ابن عباس، فأحمل عليه، فيذهب عني. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 76).

 

ابن المنذر از قتاده درباره آیه « والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت» روایت کرده که گفت: منظور فی سبیل الشیطان است.

و ابن حمید و ابن منذر و ابن ابی حاتم از طریق مجاهد از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: وقتی شیطان را رؤیت کردید از او خوف نکنید و بر او آیه « إن كيد الشيطان كان ضعيفا» را بگویید. مجاهد گوید: شیطان بر من در صلات قابل رؤیت می شود و یاد قول ابن عباس می افتم و بر شیطان می گویم (آیه را) که از من می رود. (الدر المنثور في التفسير بالمأثور للإمام جلال الدين السيوطي، سورة النساء، الآية: 76).

 

حدیث اول می گوید که منظور از سبیل الطاغوت همان سبیل الشیطان است و از ادامه آیه در عبارت «اولیاء الشیطان» این مطلب فهمیده می شود. حدیث دوم از نظر معنی صحیح است ولی باید در آن دقت کرد. منظور از رؤیت شیطان در صلات، دیدن او بصورتی که دیگر انسانها را می توان دید نیست بلکه می توان حضور شیطان را در صلات درک کرد و مؤمنین معمولا شیطان را در صلات درک می کنند زیرا صلات یکی از اعمالی است که حضور شیطان در آن زیاد است. رسول الله صلی الله علیه و سلم در این مورد می گوید:

 

حدثنا عبد الله بن يوسف قال: أخبرنا مالك، عن أبي الزناد، عن الأعرج، عن أبي هريرة: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (إذا نودي للصلاة، أدبر الشيطان وله ضراط، حتى لا يسمع التأذين، فإذا قضي النداء أقبل، حتى إذا ثوب بالصلاة أدبر، حتى إذا قضي التثويب أقبل، حتى يخطر بين المرء ونفسه، يقول: اذكر كذا، اذكر كذا، لما لم يكن يذكر، حتى يظل الرجل لا يدري كم صلى). (صحيح البخاري للإمام محمد بن إسماعيل البخاري، كتاب الأذان، باب فضل التأذين).

 

از ابی هریره روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت: وقتی به صلات ندا داده می شود شیطان پشت می کند و برایش ضرطه می آید تا اینکه اذان را نشنود. وقتی ندا تمام شد دوباره می آید تا زمان اقامه که باز برمی گردد و وقتی که تثویب تمام شد می آید و بین مرء و نفسش وسوسه می اندازد و می گوید: این را بخاطر آور! آن را بخاطر آور! که نمازگزار آن را ذکر نمی کرد تا اینکه مرد نمی داند چقدر صلات خوانده است. (صحيح البخاري للإمام محمد بن إسماعيل البخاري، كتاب الأذان، باب فضل التأذين).

 

این حدیث به حضور شیطان در صلات مصلی اشاره دارد. این حضور به گونه ای نیست که مصلی متوجه حضور نشود بلکه می داند که قبل یا بعد از صلات دچار این وسوسه نمی شد و همین امر موجب می شود که به حضور فعال یک نیروی وسوسه کننده پی ببرد که او همان شیطان است. در این وسوسه، شیطان مسائلی را به ذهن انسان خطور می دهد تا مصلی از تمرکز در اذکار صلات غافل شود و به آن مسائل دیگر فکر کند. شاید عده ای از کفار این اقوال را خرافه بدانند ولی مؤمنین از این نیروی وسوسه کننده در صلات آگاهند بطوریکه در حدیث اول از رؤیت شیطان سخن به میان آمده که نشان از درک بسیار بالای مصلی از وجود این نیرو دارد. در احادیث از این نوع، از تمثیل زیاد استفاده می شود و اکثر آنچه گفته می شود چنین هستند. اینکه چرا صداهایی که موجب عدم استماع اذان توسط شیطان می شود به ضرطه تشبیه شده دقیقا معلوم نیست و عده ای از علما درباره این تشبیهات نظراتی ارائه داده اند.

از آنجا که کید شیطان ضعیف است پس اولیای شیطان که فی سبیل الطاغوت قتال می کنند در موضع ضعف قرار دارند و کسانی از این ضعف عدو استفاده می کنند که مخلصانه مؤمن باشند و فی سبیل الله قتال نمایند والله أعلم.

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : جهاد | السمات:
أرسل الإدراج  |   دوّن الإدراج  


اكتب تعليــقك
الإسم الذي سيظهر على التعليق
مشتركي مكتوب
اسم آخر