اهل کوفه
كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 18 يناير 2008 الساعة: 21:06 م
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين
اهل کوفه
شاید بارها در مملکت ایران، شعار «ما اهل کوفه نیستیم» استماع شده و درباره اینکه اهل کوفه چه کسانی بوده و چه خصوصیاتی داشته اند مطالب زیادی کتابت شده باشد و اینکه این قوم، چه نقشی در شهادت حسین بن علی علیهما السلام داشته اند. همان شیعیانی که به حسین علیه السلام رساله هایی نوشتند و بعد با سیوف مسلول به استقبال او و اهل بیتش در کربلا شتافتند و کردند آنچه کردند و اسم و عمل خود را در تاریخ اسلام به ثبت رساندند.
این قوم، ضربات مهلکی را از بدو بوجود آمدنشان به اسلام و مسلمین وارد ساخته اند و دماء بزرگان و صالحین اسلام را به ناحق بر زمین ریخته اند و فتنه گریهای زیادی را در تاریخ اسلام موجب شده اند.
یکی از خصوصیات این قوم چنین است که لسانشان با اعمالشان مطابقت ندارد بطوریکه دیدیم از ارسال کنندگان رسائل زیاد در حمایت از حسین علیه السلام، اثر و حضوری در کربلا در دفاع از او مشاهده نمی شد. همان عده ای که اسامی اهل بیت علیهم السلام دائما بر لسان آنها جاری است ولی اعمالشان از اعمال اهل بیت علیهم السلام بسیار بعید افتاده است.
یکی از وظایف خطیر مسلمین در عصر ما، تفحص در تاریخ برای شناسایی این قوم در حال حاضر است تا قادر باشند به نحو احسن از فتنه گریهای آنان اجتناب و ممانعت نمایند و در زمان مناسب به مقابله با فتن قیام کنند. ولی چگونه و با چه معیارهایی می توان این اخلاف خائنین به حسین بن علی علیهما السلام را شناسایی کرد؟
الحمد لله رب العلمین که انحرافات این قوم برای مسلمین واضح و مشهود است و با وجود سعی آنها برای اشاعه انحرافات خود، همین مورد موجب شده که شناسایی أخلاف اهل کوفه سهل گردد.
فی البدائه باید به دنبال عده ای بگردیم که بیش از دیگر مسلمین ادعای تبعیت از اهل بیت علیهم السلام را دارند و اسامی اهل بیت علیهم السلام دائما لقلقه لسانشان است. از این نظر مشکلی برای مسلمین وجود ندارد زیرا به راحتی می توانند شیعیان را در این بین شناسایی نمایند.
قدم بعدی باید این باشد که تفحص نماییم آیا آنها واقعا تابع اهل بیت علیهم السلام و محب آنها هستند یا خیر؟ الحمد لله که این مورد نیز چندان صعب و مشکل نیست و موارد زیادی وجود دارند که مشخص می کنند اعتقادات و اعمال شیعیان چقدر بر خلاف تعالیم اسلام هستند و علمای اسلام از گذشته تا به حال آنها را بیان کرده و می کنند و فقط در بین فرق مختلف شیعه، میزان این انحرافات ممکن است قلیل یا کثیر باشد.
اتفاقاً یکی از این انحرافات که ارتباط زیادی نیز با اهل کوفه و شهادت حسین بن علی علیهما السلام دارد، نحوه برخورد آنها با مسأله شهادت حسین علیه السلام است. با یک نگاه اجمالی متوجه می شویم که شیعیان در این مورد، بر خلاف یکی از صریح ترین اوامر اسلامی که در منع نیاحت و عزاداری است به وفور به برپایی عزاداری مبادرت کرده و می کنند. نکته جالب در چنین موردی این است که منع و نهی از عزاداری و حرمت نیاحت کثیراً در کتب خودشان موجود است ولی مثل اسلافشان، آنها نیز به این مسائل اصلاً توجهی ندارند و فقط به منافع و مطامع قلیل و گذرای دنیوی خود را دلخوش و مشغول کرده اند.
عزاداریهای شیعیان از مواردی است که می توان انحرافات زیادی را در آنها مشاهده کرد و شاید این مشیئت الله تعالی باشد تا برای مسلمین تعیین و مشخص نماید جماعتی را که ضدیت و عداوتی تمام با اهل بیت علیهم السلام دارند ولی مزورانه از آنها دم می زنند.
در فقه شیعه درباره حکم موسیقی بیان شده که هر نوع از موسیقی که موجب تحریک احساس درونی شود حرام است، چه در شخص موجب سرور گردد، چه موجب حزن. ولی در دسته های عزاداری شیعیان می بینیم که از آلات موسیقی مثل طبل و سنج و دهل و نی و دیگر آلات به وفور استفاده می شود و از جانب علمای شیعی نیز منع نمی گردد.
دقت در مراسم عزاداری شیعیان در روز عاشورا نشان می دهد که این مراسم بیشتر به یک کارناوال شباهت دارد. علاوه بر نواختن آلات موسیقی متعدد، اطعمه و اشربه لذیذ نیز برای حاضرین در عزاداری مهیا است.
در اسلام توصیه شده که در ایام عید، همه مسلمین اعم از زن و مرد برای شرکت در عید از خانه خارج شوند و چنین موردی در مراسم عزاداری شیعیان وجود دارد و در پشت هر دسته عزاداری یا همان کارناوال، جمعی از زنان روانند. به بیان دیگر آداب عید در اسلام در بین شیعیان به آداب روز عاشوراء سرایت کرده است. البته شاید لازم به ذکر نباشد که دلیل بعضی از شیعیان از شرکت در مراسم روز عاشوراء، حضور جنس مخالف در آن است.
از دیگر سرگرمیهای روز عاشورا برای شیعیان، برپایی نمایشهایی به اسم تعزیه است که مثل تئاتر بصورت زنده اجرا می گردد و عده ای برای تماشای آن به نظاره می ایستند. شاید بتوان گفت که تقریبا تمام مراسمی که برای برپایی یک جشن لازم است در مراسم روز عاشورای شیعیان جمع شده است.
در بعضی از دسته های عزاداری در شهرهای مختلف ایران، نوعی رقص عربی با شمشیر بجای سینه زنی و زنجیرزنی اجرا می شود که خود بر تنوع و جذابیت مراسم روز عاشورا اضافه می کند. همچنین انحرافات دیگری نیز مرتبط با سلایق ساکنین شهرهای مختلف مثل راه رفتن بر روی زغال سوخته یا سینه خیز رفتن یا مثل سگ چهار دست و پا به سمت مقابر حرکت کردن وجود دارد که از بیان تفصیلی آنها اجتناب می کنیم.
با توجه به آنچه ذکر شد چنین بنظر می رسد که گویا شیعیان می خواهند مهر تأیید بر عمل اسلاف کوفی خود بزنند و بگویند: «حسین را کشتیم، در سالروز مرگ او جشن هم خواهیم گرفت».
اگر حسین بن علی علیهما السلام که بریء از این انحرافات شیعه است اکنون زنده شده و به جمع شیعیان بیاید و آنها را از این انحرافاتشان منع نماید، برخورد شیعیان چگونه خواهد بود؟ مسلماً آنها نیز مثل اسلاف خود عمل خواهند نمود و با گفتن «یا حسین، یا حسین» با شمشیر به استقبال او خواهند رفت تا مجدداً او را به شهادت برسانند.
البته می دانیم که چنین امری به وقوع نخواهد پیوست و حسین علیه السلام زنده نخواهد شد ولی اگر شخصی نزد شیعیان برود و مثل حسین علیه السلام از کتاب و سنت جدش سخن گوید با او همان رفتاری را خواهند داشت که با حسین علیه السلام داشته اند زیرا انحرافات آنها موجب شده که اصلاً تعریف دیگری از سنت ارائه دهند و آنچه را میل داشته باشند وارد سنت مجعول خود کنند و آنچه را که به آن تمایل نداشته باشند حذف نمایند.
در صدر اسلام مثالی از این عمل شیعیان وجود داشت و آن برخورد یهود نسبت به رسول الله صلی الله علیه و سلم بود. قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه و سلم، یهود به آمدن او بر اعراب امی استفتاح و استنصار می کردند و به آنها می گفتند که رسول آخر الزمان خواهد آمد و ما با نصرت او بر شما غالب می آییم ولی وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم به رسالت مبعوث شدند به او کفر ورزیدند. در قرآن بیان شده است:
وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ (البقرة، 89).
این در حالی بود که بر خلاف یهود، اعراب امی از آمدن رسولی مطلع نبودند و اسمی نیز از او نمی بردند و طلب فتح نیز نمی کردند. اینکه چرا یهود به رسول الله صلی الله علیه و سلم کافر شدند باید آن را در انحرافات آنها جستجو کرد. یهود بر اساس انحرافات خود، رسولی در ذهن ساخته بودند که خواهد آمد و مطابق ذهنیات آنها رفتار خواهد کرد. اگر یهود در اعتقادات خود منحرف نشده بودند به رسول الله صلی الله علیه و سلم کافر نمی شدند و به ندای او لبیک می گفتند.
چنین امری درباره شیعیان و اهل بیت علیهم السلام نیز صادق است و رفتار آنها را در قبال حسین علیه السلام مشاهده کردیم. مورد دیگری که شاید شباهت زیادی به برخورد یهود با رسول الله صلی الله علیه و سلم داشته باشد، مهدی منتظر است. در طول تاریخ، شیعیان فرقی را تشکیل می دادند که دائماً اسم مهدی بر لبانشان و فکر مهدی در اذهانشان بود. امروزه نیز این مسأله را به وفور در بین آنها رؤیت می کنیم. آنها نیز مثل یهود در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم، در ذهن خود مهدی ای را ساخته اند که منطبق با اعتقادات آنها است و منتظرند که مهدی بیاید و به قول خودشان ظهور کند تا با نصرت او قدرت یابند که از اعدائشان انتقام بگیرند و این اعداء در درجه اول کسانی جز مسلمین نیستند که شیعیان آنها را کافر می دانند زیرا ولایت و امامت شیعی را قبول نکرده اند.
اگر مهدی بیاید و به آنها بگوید که از اعمال و اعتقادات منحرف خود دست بکشید و به کتاب و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم ایمان آورید؛ در این صورت است که شیعیان یا باید دست از انحرافات خود بردارند یا اینکه بخواهند همان رفتاری را که با حسین علیه السلام داشته اند با مهدی نیز داشته باشند. در چنین حالتی، همانطور که یهود، رسول الله صلی الله علیه و سلم را رسول الله نمی دانستند، شیعیان نیز مهدی موعود را مهدی نخواهند دانست و او را مهدی ساختگی و قلابی معرفی خواهند نمود و به جنگ او خواهند رفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : عقيده | السمات:عقيده
أرسل الإدراج | دوّن الإدراج
























