نوروز بر مجوسیان مبارک مباد
كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 25 فبراير 2008 الساعة: 11:54 ص
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين
نوروز بر مجوسیان مبارک مباد
یکی از روشهای غربیها در قبال ممالک و اتباع ادیان و فرهنگهایی که در تضاد با تفکر آنها هستند حمایت از گروههای سیاسی و دینی است که با آن ادیان و فرهنگها مخالفت می ورزند. به بیان ساده تر، غرب از راهکار حمایت از دشمن دشمن خود بکثرت استفاده می نماید هر چند که دشمن دشمن او الزاماً دوست او نباشد.
بعد از اینکه مسلمین موفق شدند به مشیئت الله تعالی بلاد فارس را که در آن زمان اکثراً مجوسیان در آنجا سکونت داشتند فتح نمایند، ایرانیان به مرور زمان و از روی اختیار و آگاهانه به اسلام مشرف شدند و به دیگر برادران مسلمان خود در جزیرة العرب و شام و شمال آفریقا پیوستند و با تعلم و تعلیم احکام و آداب دین اسلام، خدمات زیادی را در راه اعتلای علوم اسلامی عرضه داشتند بطوریکه ار بین علمای علوم مختلف در بین مسلمین، تعداد زیادی ایرانی هستند. برای اثبات این موضوع شاید ذکر این نکته کافی باشد که تمامی کتب صحاح سته را علمایی از ایران نوشتند که معتبرترین کتب حدیث نبوی در بین مسلمین کل عالم محسوب می شوند.
با این وجود تعدادی از ایرانیها نیز همچنان در مجوسیت باقی مانده و به ندای توحید در اسلام لبیک نگفتند و کماکان بر شرک مجوسی اصرار ورزیدند. این عده در اعصار مختلف و بر حسب قدرتشان، ضرباتی بر اسلام و مسلمین وارد آورده اند و از آنجا که در اکثر اوقات فاقد قدرت لازم برای این کار بوده اند مورد حمایت دیگر اعداء اسلام قرار می گرفته اند.
مجوسیان در عصر حاضر از حمایت غرب در ضربه زدن به اسلام برخوردار هستند کما اینکه سابقاً نیز از این حمایتها بی بهره نبوده اند. با وجودیکه قبل از اسلام، مجوسیان ایرانی به عنوان ابرقدرت شرق با اروپاییها به عنوان ابرقدرت غرب می جنگیدند ولی امروزه برای ضربه زدن به اسلام، سر تعظیم در برابر قدرتهای غربی فرود آورده اند. غرب نیز با وجودیکه خاطره عداوتش با مجوسیها را در بین مردمانش همچنان زنده نگه داشته است ولی برای مبارزه با مسلمین از مجوسیها حمایت می کند و اوج این حمایت در دوران پهلوی در ایران کاملاً مشهود بود و این همان روش استفاده از دشمن دشمن برای ضربه زدن به دشمن است.
جنگ بین مجوسیها و اروپاییها برای قرنهای متمادی ادامه داشت ولی امروزه مجوسیان در این زمینه سکوت اختیار کرده اند و گوش به فرمان اربابان غربی خود در مبارزه با اسلام داده اند. با این حال غربیها که الآن در موضع قدرت قرار دارند و از حقارت مجوسیها مطلع هستند لزومی نمی بینند که از تحقیر و توهین به آنها اجتناب نمایند چنانچه مشاهده کردیم که در فیلم سیصد که اخیراً ساخته شد، چگونه به افتخارات پوشالی مجوسیها توهین نمودند و این فقط نمونه ای از تحقیر مجوس بود. مجوسیان که از موضع حقیر خود اطلاع دارند در جواب به این فیلم، فقط به ایراد افاصات پرداختند و هیچگاه تصمیم جدی برای مقابله با ارباب خود نگرفته و نمی گیرند و مثلاً به تقابلی دست نزده و فیلمی هر چند کوتاه از پیروزی مجوسیها در جنگ با اروپاییان نساختند در حالی که غربیها به وضوح مجوسیان را مشتی انسان وحشی و بدور از فرهنگ و تمدن معرفی کرده بودند.
مشرکین مجوسی به خوبی واقفند که مورد مصرف آنها برای اربابان غربی خود در مبارزه با اسلام و مسلمین است و از این روست که مشاهده می کنیم درصد قابل توجهی از مجوسیان علناً به رسول الله صلی الله علیه و سلم و مقدسات اسلامی توهین و فحاشی می کنند.
علاوه بر توهین به مقدسات اسلامی توسط مجوس، آنها با حمایت همه جانبه غرب در تلاش هستند که به بهانه های واهی، مسلمین را از عمل به آداب و احکام اسلامی برحذر داشته و آنها را به آداب و رسوم مجوسی سوق دهند که نمونه ای از این آداب و رسوم، نوروز مجوسی است که برای آنان عید محسوب می شود. مجوسیان به شدت سعی می کنند که برای نوروز مجوسی مزایایی بتراشند و برای این کار اقدام به ارائه دلایلی می کنند که از تار عنکبوت سست تر است و این دلایل کراراً توسط مسلمین رد شده ولی در قبال استدلال مسلمین، مجوس به فحاشی و خزعبل گویی پرداخته است و البته از چنین قومی جز بیان مشتی خزعبلات و خزعبیلات انتظار دیگری نیز نیست.
اما چرا غربیها این چنین فارغ البال به حمایت از مجوس می پردازند بدون اینکه از احتمال مواجهه با قومی که قرنها با آن به جنگ و نزاع پرداخته بودند واهمه ای داشته باشند؟ غربیها که مطالعات زیادی درباره مجوسیت داشته اند و حتی در مواردی زودتر از خود مجوسیها به ترجمه متون و کشف آثار آنها دست زده اند بخوبی واقفند که آنها چیزی در چنته ندارند. تاریخ آنها هیچ پشتوانه ای ندارد و بافته های آنها با اندک نسیمی فرو می ریزد.
در قبال این تاریخ سست بنیان، تاریخ اسلامی وجود دارد که بصورت یک علم درآمده و در کتب متعدد تاریخ اسلامی، این امکان مهیا شده که محقق به تفحص و بررسی وقایع اعصار مختلف بپردازد و قادر باشد که صحت و سقم آنها را مشخص نماید. در حالی که هیچ کتاب تاریخی معتبری از مجوسیان وجود ندارد و لذا آنان برای اینکه خودی نشان دهند با بیل و کلنگ به جان زمین افتاده اند تا شاید به کوزه یا آفتابه ای دست یابند تا تاریخ خود را بر این آفتابه ها بنیان نهند. البته این تاریخ آفتابه ای در جای خود دارای اهمیت می باشد و قادر است وقایع مربوط به قضای حاجت را در تاریخ بیان نماید. لذا مشاهده می کنیم که تاریخ مجوس دائماً در حال بیان زندگی ظالمینی است که بر گرده مردم مظلوم سوار شده بودند تا کاخهای جور و ستم خود را برپا سازند و این همان مبال تاریخ است که مجوس به آن افتخار می کند و آن را در کمال مباهات به خود نسبت داده و تاریخ خود می داند.
بر دیوارهای کاخهای ظلم و جور شاهنشاهان مجوسی غیر از مدح و ستایش از مقام شاهنشاه و اعمالی که او انجام داده، چیز دیگری مشاهده نمی شود و ناگفته پیداست که چنین اثری از نظر تاریخ، هیچ ارزشی ندارد و به هیچ عنوان نمی توان صحت آن را تأیید کرد زیرا معماران اجازه نداشتند غیر از مدح و ستایش پادشاه چیز دیگری بنیان نهند و آنان موظف بودند هر آنچه این موجود برتر به اسم شاهنشاه امر می کند همان را اجرا نمایند هر چند که کاملا کذب و دروغ باشد و موظف بودند که هر آنچه را که به مذاق پادشاه خوش نیاید حذف نمایند هر چند که واقعیت باشد.
علاوه بر این تاریخ، منبع دیگری از مجوس وجود دارد که همان متون دینی آنها می باشد که اهم آنها اوستا است. در این کتاب علاوه بر اینکه انحرافات فاحش اعتقادی از قبیل شرک به وفور یافت می شود، دارای متونی است که جز به افسانه ها به چیز دیگری شباهت ندارد. تمام این موارد دست به دست هم داده و موجب شده اند که حامیان اصلی مجوس یعنی غربیها با وجود اطلاع از سابقه نزاع بین خودشان با آنها به حمایت از مجوسیان مصر و مشتاق باشند زیرا با وجود چنین تاریخ و اعتقادی که مجوس دارد خطری از جانب آنان احساس نمی کنند و خطر اصلی را در اعتقاد توحیدی اسلام و تاریخ و فرهنگ غنی مسلمین می بینند.
حمایت غرب در طول دهه ها و حتی قرنها از مجوس موجب شده که متأسفانه با وجود این همه اشکالات و انحرافات در مجوسیت، عده ای از مسلمین فریب تبلیغات توخالی مجوس را بخورند و به برپایی اعیادی چون نوروز مبادرت ورزند و همچنین از دیگر آداب آنها تبعیت نمایند. اگر این افراد اندکی عاقلانه فکر کنند متوجه خواهند شد که به چه دلایل واهی اقدام به برپایی اعیاد مجوسی چون نوروز کرده اند و چه ساده از تعالیم اسلام روی برگردانده و مطیع صاحبان عقیده ای شده اند که فساد و انحراف در آن موج می زند. فقط اندکی تفکر و تأمل کافی است تا به اشتباه بودن عمل خود پی ببرند و با پی بردن به اشتباه بودن آن لازم است که قاطعانه با آن برخورد نمایند. این کار جرأت و شجاعت می خواهد که در مقابل رسمی غلط که در جامعه رواج پیدا کرده، ایستاد و گفت: «من مسلمانم پس چرا باید نوروز مجوسی را جشن بگیرم؟»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : نوروز | السمات:نوروز
أرسل الإدراج | دوّن الإدراج

























مارس 4th, 2008 at 4 مارس 2008 12:25 م
خدا لعنت كند پدران مجوسي تان را
مارس 10th, 2008 at 10 مارس 2008 9:44 م
جدا ش