نوروز و مهرگان

كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 21 مارس 2008 الساعة: 15:57 م

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز و مهرگان

 

قبل از ظهور اسلام و پیش از اینکه فتوحات اسلامی اقصی نقاط جهان را در بر بگیرد، دو امپراطوری بزرگ در دنیا مشغول حکومت و اعمال قدرت بودند؛ یکی امپراطوری روم و دوم امپراطوری ایران. این دو امپراطور و مردمان آن در زمان خود جزو انسانهای متمدن و با فرهنگ- البته درقاموس فرهنگ آن زمان- شمرده می‌شدند.

امپراطوری ایران که با نام "بلاد فارس" نیز در میان اعراب مشهور بود، خود را قدرتی‌ برتر و قوی تصور می‌نمود و همواره به انسانها و طبقات دیگر مخصوصاً عربهای صحرانشین، با دید حقارت و ذلت نگاه می‌کرد و هیچ گونه کرامت و شخصیتی را برای آنان قایل نبود. چنان که پاره کردن نامه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم توسط خسرو پرویز پادشاه ایران، نمونه‌ای از این خصوصیت اخلاقی و غرور حکومتی می‌باشد.

اما این امپراطوری جسور و گستاخ به دلیل این بی ادبی خود، مدت زمان زیادی دوام نیاورد و با گسترش دامنه فتوحات اسلامی در دوران خلیفه دوم حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه توسط سربازان دلیر اسلام و تربیت یافتگان مکتب محمدی فتح شد و بیرق اسلام عزیز در بلندای قله‌های ایران زمین به اهتزاز در آمد و به این طریق جای دین مجوس را اسلام  و جای آتشکده‌های دو هزار و پانصد ساله را مساجد گرفتند.

ایرانیان قدیم یا همان مجوسیان قبل از اسلام که تاریخی کهن داشتند، دارای آداب و رسوم خاصی بودند که اکثر قریب به اتفاق آنها را از "زرتشت" فرا گرفته بودند. با ورود اسلام و در دست گرفتن نظام امپراطوری ایران توسط مسلمانان، تمام رسومات جاهلی باطل اعلام شد و مردم (مسلمانان) موظف به اطاعت از دستورات اسلام و زندگی در چار چوب قوانین شریعت محمدی شدند.

اما با توجه به اینکه در هر جامعه - هر چند اسلامی- افرادی نافرمان و قانون شکن یافت می‌شوند که مقید شدن به قوانینی معیّن برایشان سخت و دشوار می‌نماید و به هر وسیله ممکن می‌خواهند به خواهشات نفس و عادات گذشته خود جامه عمل بپوشانند و دیگران را نیز با خود همراه و هم نوا بگردانند، طبعاً درمیان ایرانیان بعد از اسلام نیز اینگونه افراد وجود داشتند که با وجود اینکه اسلام آورده بودند اما هنوز نسبت به آئین و مذهب قبلی خود محبت داشته و آرزوی اجرای مراسم گذشته را در سر می‌پروراندند.

یکی از مهم‌ترین و دیرینه‌ترین مراسم و آئینی که در بین ایرانیان قبل از اسلام رائج بود و آن را جزء لاینفک زندگی خود قرار داده بودند، مراسم سال نوی شمسی به نام "نوروز" و مراسم نیمه دوم سال شمسی به نام"مهرگان" بود.

نوروز (اول فروردین ماه) و مهرگان (اول مهرماه) از اصطلاحات و رسومات ایرانیان آریائی قبل از اسلام می‌باشد که آنها  این دو روز را به عنوان عید معرفی کرده و به تکریم و تعظیم این دو روز در قالب انجام اعمالی خاص می‌پرداختند و آنچه امروز نیز در بین گروهی از مسلمانان مشاهده می‌شود، یادگاری از مجموعه رسومات ایرانیان مجوس قبل از اسلام می‌باشد. اما آیا واقعاً ثبوت این ایام و نامگذاری آنها به عنوان عید و انجام مراسم و آئینی مروج در این روزها، منبع دینی و شرعی از قرآن و سنت دارند یا خیر؟

درمورد عید قرار گرفتن نوروز و مهرگان، آن طور که درکتب معتبر تاریخ آمده است، اولین کسی که این دو روز را به عنوان عید معرفی نمود یکی از پادشاهان مجوسی به نام "جمشید" بود که بنابر نقل مورخان، وی در اواخر عمر ادعای الوهیت نمود. حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه خود به این نکته اشاره کرده و در مورد "جمشید" و "سال نو" می‌گوید:

 

به فر کیانی یکی تخت ساخت               چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی              زهامون به گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان میان هوا                    نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد برِ تخت اوی                فرومانده از فرۀ تخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند                 مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین                      بر آسوده از رنج تن دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند                    می و جم و رامشگران خواستند

چنین روز فرخ از آن روزگار                      بمانده از آن خسروان یادگار

 

جناب آقای رضا شعبانی استاد تاریخ در دانشگاه و نویسنده کتاب "آداب و رسوم نوروز"، به زرتشتی بودن نوروز اعتراف نموده و می‌نویسد: «با اینکه ایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند (دست برداشتند)، [اما] دست از نوروز برنداشتند، چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورت همگانی به خود گرفته بود». در اینجا، نوروز از آداب زرتشتیان معرفی شده که ایرانیان آن را ترک نکردند و صورت همگانی بودن نوروز، هرگز نمی‌تواند دلیلی بر جواز آن قرار بگیرد درحالی که در روایات و احادیث مطالبی مبنی بر ردّ و فسخ نوروز آمده است به طوری که صاحب کتاب مذکور به نقل از کتاب "بلوغ الارب" نوشته علامه آلوسی – یکی از علمای اهل سنت- آورده است که: «مردم مدینه پیش از اسلام، دو عید داشتند، نوروز و مهرگان. (که توسط ایرانیان به آنان منتقل شده بود). و چون رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم به مدینه آمد بر آداب و رسوم ایشان در این دو عید آگاه شد و فرمود: خداوند متعال به جای این، دو عید بهتر از آنها به شما ارزانی داشته که یوم الفطر (عید فطر) و یوم النحر (عید قربان) می‌باشد».

این روایت در سنن ابی داود، باب صلاة العیدین، حدیث شماره (1134) آمده است. آیا این روایت، دلیلی صریح و واضح بر مردود بودن عید نوروز و عید مهرگان نمی‌باشد؟ آیا جایگزین شدن عید فطر و عید قربان به جای عید نوروز و مهرگان، آن هم از جانب خداوند، معنایی غیر از فسخ شدن این دو روز دارد؟ اگر این دو عید مورد تأیید پیامبر می‌بودند چه نیازی به گفتن این جملات بود؟ اگر آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم در هنگام مشاهده آداب و رسوم آنان، حتی سکوت می‌فرمودند، این سکوت می‌توانست دلیلی بر ثبوت و ابقای آن قرار بگیرد، حال آنکه نه تنها سکوت نفرمودند بلکه به طرز لطیف و حکیمانه‌ای آن را رد فرمودند.

 

چهار شنبه سوری

یکی از بدعات و رسومات مربوط به پایان سال شمسی و مرتبط با نوروز، مراسم چهارشنبه سوری می‌باشد.

مراسم چهارشنبه سوری که در آخرین شب چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسی برگزار می‌شود، مملو از آداب و رسوم و خرافاتی است که نه تنها ثبوتی از شریعت ندارد بلکه کاملاً مغایر با شریعت و حتی مخالف با عقل و فطرت سالم می‌باشد.

این مراسم که یادگاری از آئین‌های مجوسیان آریائی است از قدیم الایام در بین ایرانیان از جایگاه خاصی برخوردار بوده که در آن تعظیم و تکریم آتش به وضوح مشاهده می‌شود.

بعضی از رسومات که تا امروز نیز در بین ایرانیان در چهارشبنه سوری رایج است، به نقل از مقاله آقای سعید نفیسی در شماره 11 مجلۀ مهر تحت عنوان (چهارشنبه سوری) خدمت خوانندگان عزیز تقدیم می‌شود:

1- آتش افروختن: زیباترین و شاید قدیمی‌ترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است…

اینک تقریباً در تمام ایران، شب چهارشنبه سوری توده‌هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می‌آورند و نزدیک یکدیگر قرار می‌دهند. زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن می‌کنند و در هر جستنی می گویند: «زردی من از تو سرخی تو از من»، یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بگیر و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری به من ببخش.

پس از سوخته شدن، خاکستری را که از آتش می‌ماند، باید در خاک اندازی جمع کنند و ازخانه بیرون برند و در کنار دیوار بریزند و آن کس که بیرون ریخته است در بازگشت، در را می‌زند، و از درون خانه از او می‌پرسند «کیست»؟ او جواب می‌دهد:«منم»، گویند: «از کجا آمده‌ای»، جواب می‌دهد: «از عروسی»، می‌پرسند: «چه آورده‌ای؟» گوید: «تندرستی».

2- کوزه شکستن: مردم تهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا می‌رفتند، کوزه ای آب ندیده با خود می‌بردند و از آنجا به زمین می‌افکندند و می‌شکستند و کسانی که به آنجا (نقاره خانه) دسترسی نداشتند، از بام خویش کوزه را به زمین می‌افکندند. این کار دربسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم (انباشته) کرده‌اند و چون بشکند، آن قضا و بلا دفع شود….

آش بیمار: درخانه‌ای که بیماری باشد، شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری وی به سال دیگر نرسد. برای این کار آش می‌پزند که در میان زنان به اسم "آش بیمار" یا "آش امام زین العابدین بیمار" معروف است. باید ظرفی مسی به دست گرفته و به درب خانه همسایه رفت و به طوری که او نداند این خواهش از جانب کیست، با آن قاشق بر ظرف مسی کوبید و صاحب خانه وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت، مانند آرد یا برنج و از این قبیل در آن ظرف بریزد و هر چه در ظرف ریخته می‌شود باید در ترکیب آش داخل شود، و از این آش به بیمار می‌دهند و باقی مانده را به تهی دستان؛ و همین آش هر دردی را شفا می‌دهد».

این دو مورد در کنار موارد و اعمال دیگری که حیا و شرافت انسانی را زیر سؤال می‌برد، از رسومات خود ساخته‌ای است که در ایران در مراسم چهارشنبه سوری آن هم توسط مسلمانان، انجام می‌شود. (برای تفصیل بیشتر به لغتنامه دهخدا، به اصطلاح "چهارشنبه سوری" مراجعه شود).

خلاصه اینکه درمراسم چهارشنبه سوری، به طوری که عیناً مشاهده می‌شود، هر ساله تعداد زیادی از مردم توسط آتش بازی‌ها و دیگر افعال نامناسب، راهی بیمارستانها می‌شوند به طوری که نیروی انتظامی هم توان مقابله با اینگونه مراسم را ندارد. اما با وجود این، هیچ گاه از طرف علما و فقهای اهل تشیع فتوایی مبنی بر بی اساس بودن و نهایتاٌ براندازی نفس مسأله چهارشنبه سوری صادر نشده است، در حالی که اینگونه مراسم هیچ گونه نفع دینی و دنیوی را برای مردم در پی نداشته و چه بسا باعث بسیاری از بی نظمی ها، اغتشاشات و ضررهای مالی و جانی و زیست محیطی می‌گردد.

 

سیزده  بدر

یکی از رسومات نوروزی رایج در بین بعضی از ایرانیان، "سیزده بدر" است. در این روز که سیزدهمین روز فروردین ماه می‌باشد مردم از خانه‌ها بیرون رفته و در دشت و صحرا به تفریح و گردش می‌پردازند و معتقدند که این روز، روزی نحس است و نباید در خانه بمانند. مبنای این عقیده بر اساس برداشت منجمان پایه گذاری شده است که این خود از دیدگاه شریعت و عقیده توحید مورد مذمت قرار گرفته و مردود می‌باشد.

به طوری که وقتی حضرت علی رضی الله عنه برای جنگ با خوارج عزم حرکت نمود، یکی از منجمان نزد وی آمده و گفت: ای امیر المؤمنین! امروز حرکت نکن، زیرا ماه در این روز در عقرب قرار گرفته و اگر در این روز حرکت کنید، شما و یارانت شکست خواهید خورد. حضرت علی رضی الله عنه در جواب منجم فرمود: «هرگز! بلکه با توکل و اعتماد بر خداوند متعال و تکذیب گفته تو، امروزحرکت می‌کنیم»، که در نتیجه آن روز، روز بسیار مبارکی شد و سپاهیان حضرت علی بر لشکر خوارج غلبه حاصل کرده و پیروزمندانه بازگشتند.

 در این جا، حضرت علی رضی الله عنه به شدت با نحس دانستن ایام، مخالفت نمودند. همچنین نحس دانستن یکی از روزها، مغایر با حدیث پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌با‌شد؛ آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌فرمایند: «لاتسبوا الدهر …» (زمانه را دشنام ندهید و بد نگویید)، و بد گفتن روز سیزدهم، نوعی بد گفتن و دشنام دادن زمانه و مخالفت صریح با حدیث است، زیرا روز سیزدهم یکی از روزهای زمانه می باشد. لذا مراسم سیزده بدر نیز نشأت گرفته از همین تفکر بوده و مخالف با روش پیامبر اکرم، صحابه، اهل بیت و بزرگان امت اسلامی می‌باشد.

 

تصحیح غلط فهمی

کسانی که می‌خواهند نوروز و مراسم خود ساخته آن را به نوعی در فرهنگ ناب اسلامی جای دهند، از بعضی روایات و واقعات استدلال کرده و آن را مطابق فکر و عقیده خود توجیه می‌کنند. به عنوان مثال نقل می‌کنند که شخصی خدمت حضرت علی رضی الله عنه مقداری حلوا هدیه آورد. حضرت علی علت را جویا شدند؛ آن شخص عرض کرد که به مناسبت نوروز است. ایشان در جواب وی فرمود: «کل یوم لنا نیروز». معتقدان به تکریم نوروز این جمله را اینگونه معنا می‌کنند که (همه روزها را برای ما نوروز قرار دهید)، در حالی که اولاً: صحت و عدم صحت این روایت قابل بحث است. ثانیا: بالفرض مقبول بودن آن، معنای فرمودۀ حضرت علی رضی الله عنه این بود که هر روز برای ما نوروز (به معنای روزی جدید و "نو") می‌باشد، نه اینکه هر روز را برای ما نوروز قرار دهید. ومعنای جمله "هر روزتان نوروز باد" که در ایام نوروز بر در و دیوار نوشته می شود نیز همین است.

در آخر یاد آوری این نکته را لازم می‌دانیم که قدیمی و باستانی بودن یک آئین و روش، هرگز نمی تواند دلیلی بر صحت و ثبوت آئین مورد نظر قرار گیرد؛ بلکه کسانی که اسلام را به عنوان دین و آئین خویش انتخاب کرده‌اند، موظفند که تمام ابعاد زندگی خود را با قوانین و دستورات آن تطبیق داده و افکار، آئین و مراسم گذشته را با محک اسلام سنجیده و از فیلتر شریعت بگذرانند؛ هر آنچه با دین اسلام و شریعت محمدی هم خوانی داشت، با جان و دل قبول کرده و بقیه را با کمال شهامت و مردانگی به زباله دان تاریخ بریزند، و اطاعت و فرمانبرداری خود را در حق خدا و رسول (قرآن و سنت) ثابت نمایند.

لذا نزد اهل سنت عیدی به نام عید نوروز وجود نداشته و در فرهنگ اهل سنت اصطلاحاتی مانند "سیزده بدر" و "چهارشنبه سوری" و از این قبیل مسایل جایگاهی ندارد.

—————————————–

منابع:

1- البدایة والنهایة

2- لغت نامه دهخدا

3- عقود الدریة السلطانیة فیما ینسب الی الأیام النیروزیة

4- آداب و رسوم نوروز

 

منبع: حوزه دارالعلوم زاهدان

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : نوروز | السمات:
أرسل الإدراج  |   دوّن الإدراج  

تعليق واحد على “نوروز و مهرگان”

  1. لعنت خدابرحضرت عمر كسكش وكافرومنافق ودشمن رسول الله



اكتب تعليــقك
الإسم الذي سيظهر على التعليق
مشتركي مكتوب
اسم آخر