نوروز مجوسی و احادیث ضعیف شیعی
كتبهااحمد بن عباس بن علی ، في 24 مارس 2008 الساعة: 21:58 م
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين
نوروز مجوسی و احادیث ضعیف شیعی
در بین مسلمین قولی وجود دارد مبنی بر اینکه شیعیان به صحت احادیثی که احکام و اعتقادات خود را از آنها اخذ می کنند اهمیتی نمی دهند و آنچه را که باب میلشان و منطبق بر افکارشان باشد قبول می کنند و آنچه را که باب میلشان نباشد رد می نمایند. یکی از دلایل این قول چنین است که به ندرت مشاهده می شود که وقتی شیعیان حدیثی را در بین خود نقل می کنند صحت آن را ذکر نمایند و یا اعتبار آن را مورد تفحص قرار دهند. همین امر موجب شده که احادیث ضعیف مکرراً برای مردم نقل شوند و عوام الناس نیز که از علوم دینی بی اطلاعند بدون هیچ تحقیقی آن احادیث را قبول نمایند.
این بی توجهی به صحت احادیث را می توان در کتب رایج شیعی نیز مشاهده کرد. برای مثال کتابی مثل نهج البلاغه که فاقد سلسله راویان است و از نظر علم حدیث کاملاً بی اعتبار محسوب می شود در بین شیعیان اثنی عشری رواج فراوانی دارد بطوریکه در اکثر منازل یک جلد از آن را می توان یافت.
این برخورد شیعیان با احادیث موجب شده که عده ای در بین آنها وقتی بخواهند حکمی یا مسأله ای اعتقادی را شایع کنند براحتی و با یافتن یک حدیث هر چند که بی اعتبار باشد و نقل آن برای عموم، آن حکم یا امر اعتقادی دلخواه خودشان را به مردم بقبولاند.
یکی از این موارد نوروز مجوسی است که در مدح آن چند حدیث بی اعتبار در کتب شیعه اثنی عشری وجود دارد. همین احادیث ضعیف که عدم اعتبار آنها توسط بعضی از مراجع بزرگ شیعی نیز ثابت شده دستآویز عده ای قرار گرفته تا چنین وانمود نمایند که اسلام هیچ منافاتی با اعیاد غیر اسلامی مثل نوروز مجوسی ندارد و حتی آنها را تأیید می نماید. نکته جالب این است که در بین این افراد مزور عده ای از ملاهای شیعی نیز وجود دارند که برای جشن گرفتن در ایام نوروز به این احادیث استناد می نمایند. همچنین عده ای دیگر از ملاهای شیعی اثنی عشری که خود از بی اعتبار بودن احادیث نوروز در کتب خود اطلاع دارند در قبال این ترویج رسوم غیر اسلامی در بین شیعیان کاملاً سکوت کرده و با سکوت خود مهر تأیید بر این انحرافات می زنند و حتی بعضی از آنها با علم به اینکه احادیث نوروز در کتب اثنی عشریه ضعیف هستند با بی توجهی به آن بر روی منابر وعظ رفته و نوروز مجوسی را تبریک می گویند.
البته این ملاها در بین شیعیان چنین رایج کرده اند که علمای شیعی ظلم ستیز هستند و در برابر کجیها و انحرافات سکوت نمی کنند و این خصلت را از سرورشان حسین بن علی علیه السلام اخذ کرده اند. با این حال وقتی کارنامه ملاهای شیعی مورد بررسی قرار می گیرد جز مماشات با ظلم و انحراف چیز دیگری مشاهده نمی شود و برای مثال می توان به شیوع رباخواری در بین شیعیان اشاره کرد که این حاصل مواجهه ملاهای شیعی با این مسأله است. امروزه در مملکت ایران که بیشترین تعداد شیعیان را در بین ممالک اسلامی دارد و واجد یک حکومت شیعی است مشاهده می شود که بانکهای این کشور به بانکهای رباخوار تبدیل شده اند و در این راه به تبلیغات فزاینده ای نیز دست می زنند. وقتی به ملاهای شیعی نظر افکنده می شود مشاهده می گردد که این ملاها که ادعای ظلم ستیزی و انحراف گریزی دارند در قبال این گناه بزرگ در دین اسلام کاملاً سکوت کرده اند و با سکوت خود از این عمل ضد اسلامی حمایت می نمایند. شیعیان نیز وقتی به آنها گفته می شود که از این گناه بزرگ دست بردارند در جواب می گویند که ما تابع مراجع خود هستیم و اگر گناهی باشد به عهده آنها است که ما را منع نمی کنند!
مثال دیگر برای ملاهای شیعی در این باره همان حمایت آنان از برپایی نوروز مجوسی و شایع ساختن رسوم غیر اسلامی در بین شیعیان است. الله در این باره در قرآن می گوید: «لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ». این آیه بیان می کند که اگر اعمال خلاف دین در بین مردم وجود داشته باشد وظیفه علمای دینی این است که مردم را از آن نهی کنند. اگر قرار باشد که یک عالم دینی در اسلام در قبال انحرافات ساکت بماند به روش علما و احبار یهود عمل کرده است و شریک جرم محسوب می شود. شاید الله بدین خاطر علما و احبار یهود را توبیخ می کند که قول آنها برای یهودیان از ارزش و اهمیت زیادی برخوردار بود و در صورت نهی احبار از انحرافات، اکثر یهود یا بخش قابل توجهی از آنان دست از انجام اعمال خلاف برمی داشتند. قول شیعیان نیز که می گویند اگر مراجع، ما را از رباخواری نهی می کردند از آن دست می کشیدیم نیز مبین همین امر است. در حکومت شیعی ایران، ملاها قدرت زیادی دارند و بانکها نیز تحت نظارت و امر آنها اداره می شود. این بدین معناست که آنها قادرند که از این گناه بزرگ اسلامی ممانعت کنند ولی با این حال چنین نمی کنند و به مرور زمان نیز بر رونق رباخواری در بین شیعیان می افزایند. به احتمال قریب به یقین علما و احبار یهود بدین خاطر از اعمال خلاف دین نهی نمی کردند که خود از متامع دنیوی آن برخوردار می شدند و الا چرا یک عالم دینی باید آخرت را رها کند و به جمع متاع قلیل دنیا روی آورد و آتش جهنم و عذاب الیم الله را برای خود فراهم نمایند؟
زمانی خواهد رسید که شیعیان بخصوص علمای آنها سؤال خواهند شد که چرا اعیاد اسلامی را رها کردند و به برپایی اعیاد مجوسی روی آوردند و آن زمان بعید نیست زیرا الله می گوید: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ». همان مجوسی که جز عداوت با الله و رسولش کار دیگری نکرد و عداوتش با اسلام را می توان در اقوال قبیحش نسبت به رسول الله صلی الله علیه و سلم مشاهده کرد. مجوس چقدر مسرور می شود وقتی می بیند که به رسول الله صلی الله علیه و سلم این قدر توهین می کند ولی عده ای که اسم مسلمان بر خود دارند با کمال اشتیاق اعیاد آنها را برپا می دارند و اعیاد اسلامی را متروک و رها کرده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : نوروز | السمات:نوروز
أرسل الإدراج | دوّن الإدراج

























مارس 29th, 2008 at 29 مارس 2008 5:32 م
يا أخ أحمد و من لا يحسن الفارسية هل هو ممنوع عندك من القراءة و التعليق.
تحياتي الأخوية الخالصة.