خلیج فارس یا عربی

أغسطس 4th, 2007 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , بلاد فارس

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

خلیج فارس یا عربی

 

مدتی است که اختلافی در اسم خلیجی که بین بلاد فارس یا ایران کنونی و جزیرة العرب که اکنون چند مملکت در ساحل آن تشکیل شده اند بوجود آمده که به محلی برای جدال ناسیونالیستها تبدیل شده است . در متون تاریخی به اسم این خلیج از جهت وجود اختلاف کنونی توجه نشده و در مواردی که لازم به ذکر وقایع مربوط به این خلیج و اسم آن بوده نامش ذکر شده است . ما در اینجا إن شاء الله به بعضی از این متون اشاره ای خواهیم داشت :

 

قال الأزهري سميت جزيرة لأن بحر فارس وبحر السودان أحاطها بجانبيها وأحاط بالجانب الشمالي دجلة والفرات. (تحفة الأحوذي شرح جامع الترمذي لمحمد بن عبد الرحمن المباركفوري، كتاب السير، باب ما جاءَ في إخراجِ اليَهودِ والنّصَارَى مِن جَزيرةِ العَرَب).

 

الازهری می گوید جزیرة العرب بدین خاطر جزیره خوانده می شود که بحر فارس و بحر سودان در دو جانب آن هستند و از جانب شمالی توسط دجله و فرات احاطه شده است . (تحفة الأحوذي شرح جامع الترمذي لمحمد بن عبد الرحمن المباركفوري، كتاب السير، باب ما جاءَ في إخراجِ اليَهودِ والنّصَارَى مِن جَزيرةِ العَرَب).

 

قول فوق در شرح حدیثی است که دلالت بر اخراج یهود و نصاری از جزیرة العرب می کند و در توضیح این حدیث به اینکه چرا به شبه جزیره عربستان جزیرة العرب گفته می شود نیز بیان شده که در قولی از ازهری دلیل آن احاطه این بلاد توسط دریاها ذکر گردیده که یکی از آنها بحر فارس نامیده شده که نام دریایی است که در شرق جزیرة العرب قرار دارد . اینکه به چه علت جزیرة العرب چنین نامیده شده به بحث ما ارتباطی ندارد بلکه آنچه به بحث ما مرتبط است اسم بحر فارس است که در شرح حدیث آمده است . در شرح دیگری آمده است :

 

بحر الفرات وهو نهر عظيم مشهور يخرج من آخر حدود الروم ثم يمر بأطراف الشام ثم بالكوفة ثم بالحلة ثم يلتقي مع دجلة في البطائح ويصيران نهراً واحداً ثم يصبان عند عبادان في بحر فارس. (فيض القدير، شرح الجامع الصغير للإمامِ عبد الرؤوف المناوي، الجزء الخامس، حرف اللام).

 

بحر فرات نهری عظیم و مشهور است که از آخر حدود روم خارج می شود و از اطراف شام و بعد از کوفه و بعد از حله عبور می کند و در بطائح با دجله التقا می کند و بصورت نهری واحد جریان می یابند تا در عبادان به بحر فارس بریزند . (فيض القدير، شرح الجامع الصغير للإمامِ عبد الرؤوف المناوي، الجزء الخامس، حرف اللام).

 

در این شرح آمده است که دجله و فرات پس از پیوستن به هم مسیر خود را در عبادان که در ایران است ادامه داده و در آنجا به بحر فارس منتهی می شوند . در گذشته از عباراتی چون خلیج استفاده نمی کردند و معمولا از همان کلمه بحر برای آبها استفاده می نمودند . بحر فارس نامی است که در متون بسیاری از آن استفاده شده است و در کتبی چون لسان العرب ابن منظور، قاموس المحیط فیروزآبادی، مجمع الامثال میدانی، عون المعبود عظیم آبادی، النهایه ابن اثیر و کتب دیگر آمده است .

مورد دیگری در این باره تفسیری است که از کلمه « بحرین » ارائه می شود . در الجامع لأحکام القرآن آمده است :

 

"حتى أبلغ مجمع البحرين" أي ملتقاهما. قال قتادة: وهو بحر فارس والروم. (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة الكهف، الآية: 60).

 

مجمع البحرین یعنی ملتقای آن دو بحر . قتاده گوید : منظور بحر فارس و روم است . (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي، سورة الكهف، الآية: 60).

 

وهو الذي مرج البحرين هذا عذب فرات وهذا ملح أجاج وجعل بينهما برزخا وحجرا محجورا … وقال الحسن: يعني بحر فارس وبحر الروم. (الجامع لأحكام القرآن للإمام القرطبي،

المزيد


ابناء فارس

أغسطس 1st, 2007 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , بلاد فارس

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

ابناء فارس

 

پرافتخارترین تاریخ مملکت ما متعلق به تاریخ بعد از اسلام است . قبل از ورود اسلام، مشرکین مجوسی بر این مملکت تسلط داشتند و مورد افتخارآمیز خاصی از آن دوران وجود ندارد و جز کتبی معدود از آن زمان باقی نمانده است . مشرکین مجوسی اصولا اهل کتابت نبوده و اغلب فاقد سواد بودند و به همین دلیل بود که به کذب و تزویر روی آوردند و مدعی شدند که مسلمین کتابخانه های آنان را سوزانده اند و این خبری است که کذب آن مکررا اثبات گردیده است . مجوسیت که یک دین منحط و شرک آمیز بود قرنها موجب انحراف مردمان سرزمین ما شد و مشرکین مجوسی برای مدتی طولانی با حق و هدایت مبارزه کردند، چه قبل از اسلام که خصومتی طولانی با مسیحیت داشتند و چه بعد از اسلام که از هیچ عداوتی با اسلام و مسلمین قصور نکردند .

ولی بعد از اسلام، علم در مملکت ما گسترش یافت و علمای بسیاری که معروفیت جهانی دارند پدید آمدند و مردم به دین اسلام ایمان آوردند و در کسب و تحصیل علوم دینی نیز زحمات وافری را متحمل شدند . آنان که دوران ظلمانی قبل از اسلام را گذرانده بودند به خوبی می دانستند که الله با عرضه اسلام چه منتی بر آنان گذارده است .

ما در اینجا قصد داریم که إن شاء الله یکی از احادیثی را که رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره فضل مردمان این مملکت گفته است ذکر نماییم و آن را تا حدودی مورد تفحص قرار دهیم . حدیث مذکور چنین روایت شده است :

 

حدثني عبد العزيز بن عبد الله قال: حدثني سليمان بن بلال، عن ثور، عن أبي الغيث، عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: كنا جلوسا عند النبي صلى الله عليه وسلم فأنزلت عليه سورة الجمعة: {وآخرين منهم لما يلحقوا بهم}. قال: قلت: من هم يا رسول الله؟ فلم يراجعه حتى سأل ثلاثا، وفينا سلمان الفارسي، وضع رسول الله صلى الله عليه وسلم يده على سلمان، ثم قال: لو كان الإيمان عند الثريا، لناله رجال أو رجل، من هؤلاء. (صحيح البخاري، باب قوله: وآخرين منهم لما يلحقوا بهم).

 

از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده است که گفت : نزد نبی صلی الله علیه و سلم جلوس کرده بودیم که سوره الجمعه بر او نازل شد : « وآخرين منهم لما يلحقوا بهم » . گفتم : آنها چه کسانی هستند یا رسول الله ؟ جواب مرا نداد تا اینکه سه بار آن را سؤال کردم در حالی که سلمان فارسی نیز بین ما بود . رسول الله صلی الله علیه و سلم دستش را بر سلمان قرار داد سپس گفت : اگر ایمان در ثریا باشد، رجال یا رجلی از اینها آن را بدست خواهند آورد . (صحيح البخاري، باب قوله: وآخرين منهم لما يلحقوا بهم).

 

رسول الله صلی الله علیه و سلم در این حدیث می گوید که منظور از آیه « وآخرين منهم لما يلحقوا بهم » قوم سلمان هستند که هنوز به مؤمنین آن زمان که زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم و قبل از فتح ایران و اسلام آوردن ایرانیان بود ملحق نشده اند . آیه قبل از این آیه چنین است :

 

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ( الجمعة : 2 ) .

 

این آیه بیان می کند که الله بین امیین که همان اعراب امی جزیرة العرب بودند رسولی مبعوث کرد تا آیات الله را برایشان تلاوت کند و کتاب و حکمت را به آنان تعلیم دهد در حالی که قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه و سلم در ضلالتی مبین بودند . بعد در آیه سوم الله به عده ای اشاره می کند که فعلا به مؤمنین عرب ملحق نشده اند که رسول الله صلی الله علیه و سلم آنها را ابناء فارس معرفی می کند و در آیه چهارم الله اشاره می کند که این مبعوث کردن رسل فضلی است از جانب الله بر انسانها . هر چند که این آیات به اعراب جزیرة العرب و اهل مملکت فارس دلالت دارند ولی طبق بعضی آیات دیگر، رسول الله صلی الله علیه و سلم مبعوث به همه ابناء بشر است . علاوه بر اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم منظور از آیه فوق از سوره الجمعه را بیان می کند، یکی از خصوصیات این قوم را نیز مشخص می نماید که مردی یا مردانی از آنها ایمان را حتی اگر در ثریا باشد بدست خواهند آورد . ثریا ستاره ای در آسمان است و مراد از این قول چنین است که مردانی از قوم سلمان رضی الله عنه ایمان را بدست می آورند حتی اگر رسیدن به آن صعب و مشکل و جایگاهش در بلندای آسمان باشد . لازم به ذکر است که از بین کتب معتبر حدیث که شامل صحاح سته می شوند تمامی آنها را مردانی جمع کرده اند که در مملکت آن زمان سلمان فارسی رضی الله تعالی عنه زندگی می کردند که البته آن مملکت از ایران زمان حال بزرگتر بود . برای مثال ابوعبدالله بخاری که صاحب صحیح بخاری است و معتبرترین صحاح سته می باشد اهل بخارا است که در آن زمان جزء مملکت ایران محسوب می شده است . یکی از مسائل مهم که اهل ایمان را به خود مشغول داشته است سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشد که از احادیث ایشان اخذ می شود و همین امر موجب گردید که شخصی چون محمد بن اسماعیل بخاری زحمات زیادی را برای جمع آوری احادیث نبوی صرف نماید . در صحیح مسلم نیز به این حدیث اشاره شده است :

 

حدّثني مُحَمّدُ بْنُ رَافِعٍ وَ عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ (قَا

المزيد