بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين
معناى لا إله إلاَّ الله
معنى و واجبات لا إله إلاَّ الله
گوینده لا إله إلاَّ الله هیچ نفعی نخواهد برد مگر با هفت شرط:
1 ـ علم و معرفت به معنای آن بطور نفی و اثبات. پس کسیکه آنرا بر زبان آورده و معنی و واجبات آنرا نمى داند هیچ نفعی به او نمى رساند، زیرا اعتقاد بر آنچه به آن دلالت کرده، نداشته است مانند کسیکه با زبانی سخن گوید که آنرا نمى داند.
2 ـ یقین داشتن به آن. و آن هم کمال معرفتی است که منافی شک و تردید است.
3 ـ اخلاص داشتن در آن. اخلاصی منافی شرک و این مدلول لا إله إلاَّ الله مى باشد.
4 ـ صادق و راستگو بودن در اعتقاد به آن. که منافی نفاق است زیرا منافقین با زبانهای خود آنرا تلفظ کرده و قلبهایشان به معنای حقیقی آن اعتقاد ندارند.
5 ـ عشق به این کلمه و به آنچه دلالت مى کند و مسرور شدن به این عشق بر خلاف رفتار منافقین.
6 ـ تسلیم شدن به حقوق این کلمه یعنی به انجام اعمال و کرداری که از مستلزمات اخلاص در آن برای خدا و خشنودی او است.
7 ـ پذیرفتن (منافی سرباز زدن) و آنهم با اطاعت از اوامر خدا و ترک منهیات او سبحانه. [فتح المجید ص91].
و این شروط را علماء و دانشمندان از قرآن و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم بخصوص از این کلمه بزرگ و در بیان حقوق و شروط وارد شده بر آن استنباط کرده اند، نه اینکه مجرد لفظی باشد که آنرا فقط بر زبان آورند.
از آنچه گذشت واضح شد که معنای لا إله إلاَّ الله یعنى هیچ معبود بحقی جز خدای یکتا نیست و او خدایی است که یگانه است و هیچ شریکی ندارد، زیرا او مستحق عبادت مى باشد بنابر این کلمه عظیم شامل آن است که غیر از خدای یکتا، سائر معبودات خدا نبوده و باطل هستند زیرا مستحق عبادت و پرستش نیستند.
بهمین سبب است که در بیشتر مواضع، امر به عبادت خدا متصل به نفی عبادت غیر از خدا مى آید، چرا که عبادت خدا با شریک قائل شدن با او صحیح نیست، چنانکه خداوند مى فرماید:
)واعبدوا الله ولا تشرکوا به شیئاً(. [النساء 36].
[و خداوند را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نیاورید].
و مى فرماید:
)فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها والله سمیع علیم(. [البقرة 256].
[پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، (بداند که) به دستاویزی (بس) محکم چنگ زده است که گسستنی ندارد، و خداوند شنوای داناست].
و مى فرماید:
)ولقد بعثنا فی کل أمة رسولاً أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت(. [النحل 36].
[و به یقین در (میان) هر امتى رسولی را برانگیختیم، (با این دعوت) که خداوند را بندگی کنید و از طاغوت بپرهیزید].
و رسول الله صلی الله علیه و سلم مى فرماید:
«من قال لا إله إلاَّ الله وکفر بما یعبد من دون الله حرم دمه وماله» [مسلم].
هرکس بگوید: معبودی بحق جز خدای یکتا نیست سپس به آنچه غیر از خدا پرستش مى شود کفر ورزد، جان و مال او مصون است.
و هر پیامبری به قوم خود مى فرماید:
)اعبدوا الله ما لکم من إله غیره(. [الأعراف 59].
[خدا را بپرستید، جز او هیچ معبودی (بر حق) ندارید].
امام ابن رجب رحمه الله گوید: تحقیق این معنی و بیان آن قول بنده که گوید: لا إله إلاَّ الله مستلزم این است که از او اطاعت شود و معصیت او نشود و هیبت و شکوه و بزرگواری و عظمت و دوستی و ترس و دعا، همه برای او عز وجل باشد، و دعا کردن غیر از او صحیح و جایز نیست.
بهمین سبب رسول الله صلی الله علیه و سلم به کفار قریش فرمودند: «قولوا لا إله إلاَّ الله»: بگوئید: هیچ معبودی بحق جز خدای یکتا نیست، در جواب گفتند:
)أجعل الآلهة إلهاً واحداً إنَّ هذا لشیء عجاب(. [ص 5].
[آیا (همه) معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بىگمان این چیزی شگفت است].
و از این کلمه دانسته می شود که عبادت تمامی بتها باطل و عبادت به خدای یکتا منحصر مى شود، در حالیکه کفار چنین نمى خواهند پس معنای لا إله إلاَّ الله و موجبات آن، یگانه دانستن خدای یکتا به عبادت و ترک عبادت غیر از او مى باشد.
و اگر بنده کلمه لا إله إلاَّ الله را گوید، یگانگی خدا را به عبادت اعلان کرده و عبادت غیر از خدا از عبادت قبرها و أولیاء و صالحین را باطل نموده است.
قبرپرستان و همانند آنها، معنای لا إله إلاَّ الله را اقرار کردن به اینکه خدا وجود دارد و او خالق و قادر بر اختراعات و مانند اینهاست و اینکه حاکمیت فقط برای خداست می دانند و گمان مى برند کسى که این اعتقاد را داشته باشد و اینها را تفسیر لا إله إلاَّ الله بداند توحید حقیقی را پیاده کرده است، هر چند که هر چه از عبادت غیر از خدا بخواهد انجام دهد! و هر چند که معتقد باشد که مردگان نفع و ضرر مى رسانند و به آنها بوسیله قربانی و نذر کردن و طواف بر قبرهاىشان و تبرک به خاک آن قبرها قصد قربت و نزدیکی کند.
اینها ندانسته اند که مشرکین صدر اسلام با آنها در این عبادت شرکی متفق و شریکند در حالیکه آن مشرکین مى دانستند که خدا روزی دهنده و قادر بر اختراعات مى باشد و به این اقرار داشتند و مى گفتند ما غیر از خدا را نمى پرستیم جز برای اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند، نه اینکه بتها خالق و روزی دهنده باشند! پس حاکمیت، جزئی از معنای لا إله إلاَّ الله است نه اینکه تمام معنای حقیقی آن باشد زیرا حکم به شریعت الهی در حقوق شخصی و کیفرها و مجازات شرعی و دادخواهی، با وجود شرک و شرک آوردن بخدا در عبادت او کافی نیست.
و اگر معنای لا إله إلاَّ الله آن بود که اینها گمان کرده بودند، پس بین رسول اکرم صلی الله علیه و سلم و مشرکین صدر اسلام هیچ جهادی نبود! بلکه به دعوت رسول اکرم مى شتافتند و اقدام مى کردند اگر به آنها مى گفت اقرار کنید که خدا قادر بر اختراعات است و خدا وجود دارد یا اینکه مى گفت: در جان و مال و کیفرها به حکم خدا قضاوت کنید ولی در عبادت خدا ساکت مى شد.
لیکن آن مشرکین عرب زبان خوب مى دانستند که اگر گفتند: لا إله إلاَّ الله، به باطل بودن عبادت بتها اقرار کرده اند، و این کلمه مجرد تلفظ به آن نیست، به همین جهت از آن دوری جستند و گفتند: )أجعل الآلهة إلهاً واحداً إنَّ هذا لشیء عجاب(. [ص 32].
[آیا (همه) معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بىگمان این چیزی شگفت است].
چنانکه خداوند به حکایت از آنها مى فرماید:
)إنَّهم کانوا إذا قیل لهم لا إله إلاَّ الله یستکبرون ویقولون أئنا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون(. [الصافات 35ـ36].
[آنان (چنان) بودند که چون به آنان گفته مى شد: هیچ معبودِ (بحقی) جز خداوندِ (یگانه) نیست، سرکشی مى کردند و مى گفتند: آیا ما معبودانِ خویش را به خاطر (سخنِ) شاعری دیوانه ترک گوییم؟].
پس دانستند که کلمه لا إله إلاَّ الله مستلزم ترک عبادت غیر خدا و یگانه دانستن خدای متعال در عبادت مى باشد و اینکه اگر این کلمه را گفته و به عبادت بتها ادامه مى دادند، با خود تناقض کرده بودند در حالیکه آنها از تناقض اکراه داشته و بدشان مى آمد.
قبرپرستان این زمان از این تناقض قبیح اکراه ندارند و آنها کلمه لا إله إلاَّ الله را بر زبان آورده، سپس با پرستش مردگان و نزدیکی به گنبدها و با انواع عبادتها دچار تناقض مى شوند، پس وای بر کسانیکه أبوجهل و أبولهب از آنها به کلمه لا إله إلاَّ الله داناتر و آگاه ترند.
خلاصه اینکه هر کس این کلمه را آگاهانه بگوید و مستلزمات ظاهری و نهان آنرا از نفی شرک و اثبات عبادت برای خدا بجای آورد و با اعتقاد قاطع به آنچه متضمن آن است عمل کند، او مسلمان حقیقی است.
و کسیکه آنرا بگوید و به آن عمل کند و موجبات آنرا بطور ظاهری و بدون اعتقاد قاطع بر آنچه بر آن دلالت دارد انجام دهد، او منافق مى باشد.
و کسیکه به زبان گفته و عمل او مخالف آن باشد (با انجام شرک که منافی توحید است)، او مشرک و مخالف آن کلمه است، زیرا باید آن کلمه را بر زبان آورد و معنای آن را دانست چون آن وسیله ای برای انجام واجبات آن است، چنانکه خداوند مى فرماید:
)إلاَّ من شهد بالحق وهم یعلمون(. [الزخرف 86].
[مگر کسانى که آگاهانه بر حق شهادت و گواهی داده (و خدا را به یگانگی پرستیده) باشند].
و عمل به موجبات آن، عبادت خدای یکتا و کفر به آنچه غیر از خدا عبادت مى شود است و این هدف نهائی از این کلمه مى باشد. و از موجبات کلمه لا إله إلاَّ الله قبول شریعت و آئین الهی در عبادات و معاملات و خرید و فروش و حلال و حرام و عدم قبول قانونی است که از طرف غیر خداى تعالی مقرر شده باشد، چنانکه خداوند مى فرماید:
)أم لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین ما لم یأذن به الله(. [الشورى 21].
[آیا (کافران) شریکانی دارند که از دینْ آنچه را که خداوند به آنان اجازه نداده است، مقرر داشته اند؟].
پس بایستی شریعت خدا را در عبادتها و معاملات و خرید و فروش و قضاوت بین مردم در آنچه اختلاف کردند، در قوانین مدنی و غیر از آن قبول کرد و قوانین رسمی کشور که از غیر شریعت خدا گرفته شده است مردود دانست و معنای آن، رد کردن تمامی بدعتها و خرافات است که شیطانهای انس و جن آنرا در عبادت ایجاد مى کنند و کسى که چیزی از آنها را قبول کند مشرک است، چنانکه خداوند مى فرماید:
)أم لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین ما لم یأذن به الله(. [الشورى 21].
[آیا (کافران) شریکانی دارند که از دینْ آنچه را که خداوند به آنان اجازه نداده است، مقرر داشته اند؟].
و همچنین مى فرماید:
)وإن أطعتموهم إنَّکم لمشرکون(. [ الأنعام 121].
[و اگر از آنان (شیاطین صفتان و اولیای آنان) پیروی کنید، بىگمان (مثل ایشان) مشرک خواهید بود].
و همچنین مى فرماید:
)اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أرباباً من دون الله(. [التوبة 31].
[احبار (علماء) و رهبانشان (پارسایان) را به جای خداوند، به خدایی گرفته اند].
و در حدیث آمده که: رسول اکرم صلی الله علیه و سلم این آیه را بر صحابى جلیل عدی بن حاتم الطائى رضی الله عنه تلاوت فرمودند، عدی به رسول اکرم صلی الله علیه و سلم گفت: «یا رسول الله لسنا نعبدهم، قال: ألیس یحلون لکم ما حرم الله فتحلونه، ویحرمون ما أحل الله فتحرمونه، قال: بلی، قال النبی صلی الله علیه و سلم : فتلک عبادتهم». [الترمذی 3094].
ای رسول خدا، ما آنها را نمى پرستیم، فرمود: آیا حلال نمى کنند آنچه خدا آنرا حرام دانسته و حرام نمى کنند آنچه خدا آنرا حلال دانسته؟ عدی گفت: بلى، آنحضرت صلی الله علیه و سلم فرمود: آن همان عبادت کردن آنهاست.
الشیخ عبدالرحمن بن حسن رحمه الله گوید: پیروی از آنان در معصیت، در حقیقت عبادت غیر خداست و با اطاعت کردن از آنان، آنها را ارباب و خدایان گرفته اند چنانکه واقع این امت چنین است و این همان شرک اکبر است که مخالف و منافی توحیدی مى باشد که دلالت دارد بر گواهی دادن به نبودن معبودی بحق جز خدای یکتا …. پس واضح گردید که کلمه اخلاص انکار کننده تمامی اینهاست زیرا مدلول این کلمه را منفی مى کند. [فتح المجید ص 107].
و همچنین دستورهای غیر إلهی و قوانین (رسمی کشور که غیر اسلامی است) بایستی در جوامع اسلامی رها شود و تحاکم فقط به کتاب خدا صورت گیرد. خداوند مى فرماید:
المزيد