بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين
نوروز و مهرگان
قبل از ظهور اسلام و پیش از اینکه فتوحات اسلامی اقصی نقاط جهان را در بر بگیرد، دو امپراطوری بزرگ در دنیا مشغول حکومت و اعمال قدرت بودند؛ یکی امپراطوری روم و دوم امپراطوری ایران. این دو امپراطور و مردمان آن در زمان خود جزو انسانهای متمدن و با فرهنگ- البته درقاموس فرهنگ آن زمان- شمرده میشدند.
امپراطوری ایران که با نام "بلاد فارس" نیز در میان اعراب مشهور بود، خود را قدرتی برتر و قوی تصور مینمود و همواره به انسانها و طبقات دیگر مخصوصاً عربهای صحرانشین، با دید حقارت و ذلت نگاه میکرد و هیچ گونه کرامت و شخصیتی را برای آنان قایل نبود. چنان که پاره کردن نامه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم توسط خسرو پرویز پادشاه ایران، نمونهای از این خصوصیت اخلاقی و غرور حکومتی میباشد.
اما این امپراطوری جسور و گستاخ به دلیل این بی ادبی خود، مدت زمان زیادی دوام نیاورد و با گسترش دامنه فتوحات اسلامی در دوران خلیفه دوم حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه توسط سربازان دلیر اسلام و تربیت یافتگان مکتب محمدی فتح شد و بیرق اسلام عزیز در بلندای قلههای ایران زمین به اهتزاز در آمد و به این طریق جای دین مجوس را اسلام و جای آتشکدههای دو هزار و پانصد ساله را مساجد گرفتند.
ایرانیان قدیم یا همان مجوسیان قبل از اسلام که تاریخی کهن داشتند، دارای آداب و رسوم خاصی بودند که اکثر قریب به اتفاق آنها را از "زرتشت" فرا گرفته بودند. با ورود اسلام و در دست گرفتن نظام امپراطوری ایران توسط مسلمانان، تمام رسومات جاهلی باطل اعلام شد و مردم (مسلمانان) موظف به اطاعت از دستورات اسلام و زندگی در چار چوب قوانین شریعت محمدی شدند.
اما با توجه به اینکه در هر جامعه - هر چند اسلامی- افرادی نافرمان و قانون شکن یافت میشوند که مقید شدن به قوانینی معیّن برایشان سخت و دشوار مینماید و به هر وسیله ممکن میخواهند به خواهشات نفس و عادات گذشته خود جامه عمل بپوشانند و دیگران را نیز با خود همراه و هم نوا بگردانند، طبعاً درمیان ایرانیان بعد از اسلام نیز اینگونه افراد وجود داشتند که با وجود اینکه اسلام آورده بودند اما هنوز نسبت به آئین و مذهب قبلی خود محبت داشته و آرزوی اجرای مراسم گذشته را در سر میپروراندند.
یکی از مهمترین و دیرینهترین مراسم و آئینی که در بین ایرانیان قبل از اسلام رائج بود و آن را جزء لاینفک زندگی خود قرار داده بودند، مراسم سال نوی شمسی به نام "نوروز" و مراسم نیمه دوم سال شمسی به نام"مهرگان" بود.
نوروز (اول فروردین ماه) و مهرگان (اول مهرماه) از اصطلاحات و رسومات ایرانیان آریائی قبل از اسلام میباشد که آنها این دو روز را به عنوان عید معرفی کرده و به تکریم و تعظیم این دو روز در قالب انجام اعمالی خاص میپرداختند و آنچه امروز نیز در بین گروهی از مسلمانان مشاهده میشود، یادگاری از مجموعه رسومات ایرانیان مجوس قبل از اسلام میباشد. اما آیا واقعاً ثبوت این ایام و نامگذاری آنها به عنوان عید و انجام مراسم و آئینی مروج در این روزها، منبع دینی و شرعی از قرآن و سنت دارند یا خیر؟
درمورد عید قرار گرفتن نوروز و مهرگان، آن طور که درکتب معتبر تاریخ آمده است، اولین کسی که این دو روز را به عنوان عید معرفی نمود یکی از پادشاهان مجوسی به نام "جمشید" بود که بنابر نقل مورخان، وی در اواخر عمر ادعای الوهیت نمود. حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه خود به این نکته اشاره کرده و در مورد "جمشید" و "سال نو" میگوید:
به فر کیانی یکی تخت ساخت چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی زهامون به گردون بر افراشتی
چو خورشید تابان میان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد برِ تخت اوی فرومانده از فرۀ تخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن دل زکین
بزرگان به شادی بیاراستند می و جم و رامشگران خواستند
چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار
جناب آقای رضا شعبانی استاد تاریخ در دانشگاه و نویسنده کتاب "آداب و رسوم نوروز"، به زرتشتی بودن نوروز اعتراف نموده و مینویسد: «با اینکه ایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند (دست برداشتند)، [اما] دست از نوروز برنداشتند، چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورت همگانی به خود گرفته بود». در اینجا، نوروز از آداب زرتشتیان معرفی شده که ایرانیان آن را ترک نکردند و صورت همگانی بودن نوروز، هرگز نمیتواند دلیلی بر جواز آن قرار بگیرد درحالی که در روایات و احادیث مطالبی مبنی بر ردّ و فسخ نوروز آمده است به طوری که صاحب کتاب مذکور به نقل از کتاب "بلوغ الارب" نوشته علامه آلوسی – یکی از علمای اهل سنت- آورده است که: «مردم مدینه پیش از اسلام، دو عید داشتند، نوروز و مهرگان. (که توسط ایرانیان به آنان منتقل شده بود). و چون رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم به مدینه آمد بر آداب و رسوم ایشان در این دو عید آگاه شد و فرمود: خداوند متعال به جای این، دو عید بهتر از آنها به شما ارزانی داشته که یوم الفطر (عید فطر) و یوم النحر (عید قربان) میباشد».
این روایت در سنن ابی داود، باب صلاة العیدین، حدیث شماره (1134) آمده است. آیا این روایت، دلیلی صریح و واضح بر مردود بودن عید نوروز و عید مهرگان نمیباشد؟ آیا جایگزین شدن عید فطر و عید قربان به جای عید نوروز و مهرگان، آن هم از جانب خداوند، معنایی غیر از فسخ شدن این دو روز دارد؟ اگر این دو عید مورد تأیید پیامبر میبودند چه نیازی به گفتن این جملات بود؟ اگر آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم در هنگام مشاهده آداب و رسوم آنان، حتی سکوت میفرمودند، این سکوت میتوانست دلیلی بر ثبوت و ابقای آن قرار بگیرد، حال آنکه نه تنها سکوت نفرمودند بلکه به طرز لطیف و حکیمانهای آن را رد فرمودند.
چهار شنبه سوری
یکی از بدعات و رسومات مربوط به پایان سال شمسی و مرتبط با نوروز، مراسم چهارشنبه سوری
المزيد