نوروز مجوسی و عید ملی

مارس 30th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز مجوسی و عید ملی

 

مدت مدیدی است که مشرکین مجوسی برای فریب دیگران اظهار می نمایند که نوروز عید ملی ایرانیان است و با این قول خود به مسلمین ایرانی توهین می نمایند. این قول مشرکین مجوسی بدین معناست که ملیت ایرانی باید تابع مجوسیت باشد و اسلام را رها کند و تابع دین پدران گمراه خود در قبل اسلام شود.

این ادعای مشرکین مجوسی قبل از هر چیز دلالت بر نادانی آنان دارد که فکر می کنند یک ملیت خاص باید تابع یک دین خاص نیز باشد و این نشان می دهد که جهالت مشرکین مجوسی تا اندازه ای است که هنوز فرق بین دین و ملیت را نمی دانند. احتمال دیگر در این باره که ضعیف هم نیست این است که مشرکین مجوسی با این ممزوج ساختن دین و ملیت قصد فریب و نیرنگ دارند. بدین ترتیب می توان گفت که ادعای مشرکین مجوسی از دو حال خارج نیست: یا مبین جهالت و نادانی آنهاست یا مبین مکر و حیله آنها.

ادعای عید ملی بودن نوروز مجوسی توسط عده ای دیگر نیز مطرح می شود که اسماً مسلمان هستند و رسماً تابع انحرافات مجوسی. این عده برای اینکه به خیال باطل خود بتوانند شرک مجوسی را با توحید اسلامی ممزوج سازند ادعا می کنند که نوروز عید ملی است و فطر و اضحی اعیاد دینی هستند. ادعای این مزورین نیز شباهت به همان مشرکین مجوسی دارد و یا نشان از جهالت آنها در فهم ملیت و دین دارد یا نشان از مکر و نیرنگ آنها.

اگر عید در تعالیم اسلامی یک امر غیر دینی بود دیگر در اسلام اعیادی مثل فطر و اضحی وجود نداشتند و جای آنها خالی گذاشته می شد تا مسلمین از هر ملیتی که باشند عید دلخواه خود را جشن بگیرند. در این صورت با گسترش اسلام به بلاد مختلف هر قومی عید قبل

المزيد


نوروز مجوسی و احادیث ضعیف شیعی

مارس 24th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز مجوسی و احادیث ضعیف شیعی

 

در بین مسلمین قولی وجود دارد مبنی بر اینکه شیعیان به صحت احادیثی که احکام و اعتقادات خود را از آنها اخذ می کنند اهمیتی نمی دهند و آنچه را که باب میلشان و منطبق بر افکارشان باشد قبول می کنند و آنچه را که باب میلشان نباشد رد می نمایند. یکی از دلایل این قول چنین است که به ندرت مشاهده می شود که وقتی شیعیان حدیثی را در بین خود نقل می کنند صحت آن را ذکر نمایند و یا اعتبار آن را مورد تفحص قرار دهند. همین امر موجب شده که احادیث ضعیف مکرراً برای مردم نقل شوند و عوام الناس نیز که از علوم دینی بی اطلاعند بدون هیچ تحقیقی آن احادیث را قبول نمایند.

این بی توجهی به صحت احادیث را می توان در کتب رایج شیعی نیز مشاهده کرد. برای مثال کتابی مثل نهج البلاغه که فاقد سلسله راویان است و از نظر علم حدیث کاملاً بی اعتبار محسوب می شود در بین شیعیان اثنی عشری رواج فراوانی دارد بطوریکه در اکثر منازل یک جلد از آن را می توان یافت.

این برخورد شیعیان با احادیث موجب شده که عده ای در بین آنها وقتی بخواهند حکمی یا مسأله ای اعتقادی را شایع کنند براحتی و با یافتن یک حدیث هر چند که بی اعتبار باشد و نقل آن برای عموم، آن حکم یا امر اعتقادی دلخواه خودشان را به مردم بقبولاند.

یکی از این موارد نوروز مجوسی است که در مدح آن چند حدیث بی اعتبار در کتب شیعه اثنی عشری وجود دارد. همین احادیث ضعیف که عدم اعتبار آنها توسط بعضی از مراجع بزرگ شیعی نیز ثابت شده دستآویز عده ای قرار گرفته تا چنین وانمود نمایند که اسلام هیچ منافاتی با اعیاد غیر اسلامی مثل نوروز مجوسی ندارد و حتی آنها را تأیید می نماید. نکته جالب این است که در بین این افراد مزور عده ای از ملاهای شیعی نیز وجود دارند که برای جشن گرفتن در ایام نوروز به این احادیث استناد می نمایند. همچنین عده ای دیگر از ملاهای شیعی اثنی عشری که خود از بی اعتبار بودن احادیث نوروز در کتب خود اطلاع دارند در قبال این ترویج رسوم غیر اسلامی در بین شیعیان کاملاً سکوت کرده و با سکوت خود مهر تأیید بر این انحرافات می زنند و حتی بعضی از آنها با علم به اینکه احادیث نوروز در کتب اثنی عشریه ضعیف هستند با بی توجهی به آن بر روی منابر وعظ رفته و نوروز مجوسی را تبریک می گویند.

البته این ملاها در بین شیعیان چنین رایج کرده اند که علمای شیعی ظلم ستیز هستند و در برابر کجیها و انحرافات سکوت نمی کنند و این خصلت را از سرورشان حسین بن علی علیه السلام اخذ کرده اند. با این حال وقتی کارنامه ملاهای شیعی مورد بررسی قرار می گیرد جز مماشات با ظلم و انحراف چیز دیگری مشاهده نمی شود و ب

المزيد


اسلام ستیزی و نوروز مجوسی

مارس 24th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

اسلام ستیزی و نوروز مجوسی

 

وقتی به کسانی که به ایران باستان و عقاید مجوسی قبل از اسلام افتخار می کنند و سنن مجوسی مثل نوروز را برپا می دارند گفته می شود که چرا از اسلام روی برگردانده اند در جواب می گویند که محمد آمد تا عربهای نادان را اصلاح کند در حالی که ما در ایران قرنها قبل از آن از فرهنگ و تمدن باشکوهی برخوردار بوده ایم و لذا لزومی به تبعیت از تعالیم اسلام در خود نمی بینیم.

آنچه این عده بیان می کنند خود نشان از نادانی آنان دارد که بعد از هزار و چهارصد سال به علت وجود نخوت و تکبر قومی و ملی از بین آنها زدوده نشده است. این عده فکر می کنند که اگر قومی شروع به ساختن ابنیه باشکوه کردند و لشکر فراوانی را برای حکمرانی حکام مهیا نمودند دیگر جاهلیت از آنان دور شده است زیرا امثال این امور از علم سازندگان و مهیا کنندگان آن خبر می دهد. این خود نشان از انحراف زیاد آنان دارد زیرا فکر می کنند وقتی یک پادشاه ظالم در یک قصر بزرگ مأوی گرفت و سپاهی عظیم برای خود برای سرکوب دشمنان خارجی یا داخلی مهیا نمود نشان از یافتن راه صحیح زندگی و به قول بهتر هدایت یافتگی آن قوم دارد. اگر آنها اندکی به تعالیم الهی گوش فرا می دادند متوجه می شدند که اکثر اقوام عاصی و طاغی از چنین قدرتی در ساخت تمدنها برخوردار بودند ولی با این حال به قدری نادان بودند که قادر به یافتن راه صحیح زندگی نبو

المزيد


نوروز و مهرگان

مارس 21st, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز و مهرگان

 

قبل از ظهور اسلام و پیش از اینکه فتوحات اسلامی اقصی نقاط جهان را در بر بگیرد، دو امپراطوری بزرگ در دنیا مشغول حکومت و اعمال قدرت بودند؛ یکی امپراطوری روم و دوم امپراطوری ایران. این دو امپراطور و مردمان آن در زمان خود جزو انسانهای متمدن و با فرهنگ- البته درقاموس فرهنگ آن زمان- شمرده می‌شدند.

امپراطوری ایران که با نام "بلاد فارس" نیز در میان اعراب مشهور بود، خود را قدرتی‌ برتر و قوی تصور می‌نمود و همواره به انسانها و طبقات دیگر مخصوصاً عربهای صحرانشین، با دید حقارت و ذلت نگاه می‌کرد و هیچ گونه کرامت و شخصیتی را برای آنان قایل نبود. چنان که پاره کردن نامه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم توسط خسرو پرویز پادشاه ایران، نمونه‌ای از این خصوصیت اخلاقی و غرور حکومتی می‌باشد.

اما این امپراطوری جسور و گستاخ به دلیل این بی ادبی خود، مدت زمان زیادی دوام نیاورد و با گسترش دامنه فتوحات اسلامی در دوران خلیفه دوم حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه توسط سربازان دلیر اسلام و تربیت یافتگان مکتب محمدی فتح شد و بیرق اسلام عزیز در بلندای قله‌های ایران زمین به اهتزاز در آمد و به این طریق جای دین مجوس را اسلام  و جای آتشکده‌های دو هزار و پانصد ساله را مساجد گرفتند.

ایرانیان قدیم یا همان مجوسیان قبل از اسلام که تاریخی کهن داشتند، دارای آداب و رسوم خاصی بودند که اکثر قریب به اتفاق آنها را از "زرتشت" فرا گرفته بودند. با ورود اسلام و در دست گرفتن نظام امپراطوری ایران توسط مسلمانان، تمام رسومات جاهلی باطل اعلام شد و مردم (مسلمانان) موظف به اطاعت از دستورات اسلام و زندگی در چار چوب قوانین شریعت محمدی شدند.

اما با توجه به اینکه در هر جامعه - هر چند اسلامی- افرادی نافرمان و قانون شکن یافت می‌شوند که مقید شدن به قوانینی معیّن برایشان سخت و دشوار می‌نماید و به هر وسیله ممکن می‌خواهند به خواهشات نفس و عادات گذشته خود جامه عمل بپوشانند و دیگران را نیز با خود همراه و هم نوا بگردانند، طبعاً درمیان ایرانیان بعد از اسلام نیز اینگونه افراد وجود داشتند که با وجود اینکه اسلام آورده بودند اما هنوز نسبت به آئین و مذهب قبلی خود محبت داشته و آرزوی اجرای مراسم گذشته را در سر می‌پروراندند.

یکی از مهم‌ترین و دیرینه‌ترین مراسم و آئینی که در بین ایرانیان قبل از اسلام رائج بود و آن را جزء لاینفک زندگی خود قرار داده بودند، مراسم سال نوی شمسی به نام "نوروز" و مراسم نیمه دوم سال شمسی به نام"مهرگان" بود.

نوروز (اول فروردین ماه) و مهرگان (اول مهرماه) از اصطلاحات و رسومات ایرانیان آریائی قبل از اسلام می‌باشد که آنها  این دو روز را به عنوان عید معرفی کرده و به تکریم و تعظیم این دو روز در قالب انجام اعمالی خاص می‌پرداختند و آنچه امروز نیز در بین گروهی از مسلمانان مشاهده می‌شود، یادگاری از مجموعه رسومات ایرانیان مجوس قبل از اسلام می‌باشد. اما آیا واقعاً ثبوت این ایام و نامگذاری آنها به عنوان عید و انجام مراسم و آئینی مروج در این روزها، منبع دینی و شرعی از قرآن و سنت دارند یا خیر؟

درمورد عید قرار گرفتن نوروز و مهرگان، آن طور که درکتب معتبر تاریخ آمده است، اولین کسی که این دو روز را به عنوان عید معرفی نمود یکی از پادشاهان مجوسی به نام "جمشید" بود که بنابر نقل مورخان، وی در اواخر عمر ادعای الوهیت نمود. حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه خود به این نکته اشاره کرده و در مورد "جمشید" و "سال نو" می‌گوید:

 

به فر کیانی یکی تخت ساخت               چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی              زهامون به گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان میان هوا                    نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد برِ تخت اوی                فرومانده از فرۀ تخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند                 مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین                      بر آسوده از رنج تن دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند                    می و جم و رامشگران خواستند

چنین روز فرخ از آن روزگار                      بمانده از آن خسروان یادگار

 

جناب آقای رضا شعبانی استاد تاریخ در دانشگاه و نویسنده کتاب "آداب و رسوم نوروز"، به زرتشتی بودن نوروز اعتراف نموده و می‌نویسد: «با اینکه ایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند (دست برداشتند)، [اما] دست از نوروز برنداشتند، چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورت همگانی به خود گرفته بود». در اینجا، نوروز از آداب زرتشتیان معرفی شده که ایرانیان آن را ترک نکردند و صورت همگانی بودن نوروز، هرگز نمی‌تواند دلیلی بر جواز آن قرار بگیرد درحالی که در روایات و احادیث مطالبی مبنی بر ردّ و فسخ نوروز آمده است به طوری که صاحب کتاب مذکور به نقل از کتاب "بلوغ الارب" نوشته علامه آلوسی – یکی از علمای اهل سنت- آورده است که: «مردم مدینه پیش از اسلام، دو عید داشتند، نوروز و مهرگان. (که توسط ایرانیان به آنان منتقل شده بود). و چون رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم به مدینه آمد بر آداب و رسوم ایشان در این دو عید آگاه شد و فرمود: خداوند متعال به جای این، دو عید بهتر از آنها به شما ارزانی داشته که یوم الفطر (عید فطر) و یوم النحر (عید قربان) می‌باشد».

این روایت در سنن ابی داود، باب صلاة العیدین، حدیث شماره (1134) آمده است. آیا این روایت، دلیلی صریح و واضح بر مردود بودن عید نوروز و عید مهرگان نمی‌باشد؟ آیا جایگزین شدن عید فطر و عید قربان به جای عید نوروز و مهرگان، آن هم از جانب خداوند، معنایی غیر از فسخ شدن این دو روز دارد؟ اگر این دو عید مورد تأیید پیامبر می‌بودند چه نیازی به گفتن این جملات بود؟ اگر آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم در هنگام مشاهده آداب و رسوم آنان، حتی سکوت می‌فرمودند، این سکوت می‌توانست دلیلی بر ثبوت و ابقای آن قرار بگیرد، حال آنکه نه تنها سکوت نفرمودند بلکه به طرز لطیف و حکیمانه‌ای آن را رد فرمودند.

 

چهار شنبه سوری

یکی از بدعات و رسومات مربوط به پایان سال شمسی و مرتبط با نوروز، مراسم چهارشنبه سوری

المزيد


نوروز مجوسی و سال شمسی

مارس 20th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز مجوسی و سال شمسی

 

تقویم اسلامی بر خلاف اکثر تقاویم غیر اسلامی مبنای قمری دارد و تمام اعیاد و سنن اسلامی نیز بر اساس همین سنه قمری تنظیم شده اند. یکی از مواردی که موجب بروز انحرافاتی در بین مسلمین شده، استفاده از سنه شمسی بجای سنه قمری است که یکی از این انحرافات برپایی نوروز مجوسی است. در صورتی که مسلمین طبق قواعد اسلامی از سنه قمری برای تقویم خود استفاده می کردند و تقویم غیر اسلامی را که بر مبنای سنه شمسی است به دور می انداختند خیلی کمتر دچار انحرافاتی مثل برپایی نوروز مجوسی می شدند زیرا مسلماً سالروزهای سنه شمسی در مبنای قمری از هیچ جایگاهی برخوردار نیستند.

در سنه شمسی برخلاف آنچه که بعضی ادعا می کنند کمتر از محاسبات نجومی استفاده می شود و اوقات شهور بیشتر جنبه قراردادی دارند. در مقیاس شمسی، ماههای سال از هیچ قاعده ای تبعیت نمی کنند و اول و آخر آنها و همچنین طول آنها بدون قاعده و قراردادی است در حالی که در مقیاس قمری چنین نمی باشد. در سنه قمری طول ماهها مشخص و بیست و نه یا سی روز است و هیچ کسی قادر نیست که این طول شهور را به دلخواه تغییر دهد زیرا بر اساس یک قاعده نجومی بنیان نهاده شده است.

بی قاعدگی در مقیاس شمسی موجب شده که تعداد ایام ماهها نیز کاملاً بی قاعده و قراردادی باشد بطوریکه برای کسانی که از مبنای سنه شمسی برای تقویم خود استفاده می کنند تعداد ایام شهور ممکن است بیست و نه یا سی یا سی و یک روز و یا حتی عددی دیگر باشد و این تعداد نیز قاعده ای ندارد. عملی که دارندگان تقویم شمسی انجام می دهند این است که تعداد ایام سال را بین دوازده ماه تقسیم می نمایند و بعد باقیمانده این تقسیم را بین بعضی از ماهها پخش می کنند و بنا بر یک امر قراردادی دیگر نیز ماهی را بیست و نه روز محاسبه می کنند. اگر عدد دوازده را که تعداد شهور است در عدد 30 که تعداد ایام است ضرب کنیم عدد سیصد و شصت بدست می آید. طول سنه شمسی تقریباً سیصد و شصت و پنج روز است و در اینجا پنج روز اضافه می آید که همان باقیمانده تقسیم مذکور یعنی تقسیم عدد سیصد و شصت و پنج به عدد دوازده است. این پنج روز باقیمانده نیز توسط اشخاصی که سنه شمسی را معیار تقویم خود قرار داده اند بدون هیچ قاعده ای بین هر یک از ماهها که باب میلشان باشد پخش می شوند.

برای درک بهتر این موضوع می توا

المزيد


عيد نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده بدر

مارس 18th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

عيد نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده بدر

 

سؤال:

نظر فقها و علما را دربارۀ عید نوروز، خانه تکانی و چهارشنبه سوری بیان بفرمائید و آیا مسافرت در این ایام، در سیزده بدر و جشن و دعوت و غیره جایز است یا خیر؟

 

پاسخ:

اول باید بدانیم نوروز، سیزده بدر و چهارشنبه سوری چیست؟

در فرهنگ عمید نوروز اینگونه تعریف شده است:

نوروز: روز نو، عید اول سال، روز اول فروردین که جشن ملی ایرانیان است و نوروز سلطانی هم می‌گویند.

نوروز در زمانهای قدیم در اول بهار نبود بلکه در فصول سال می‌گشت و گاه به بهار و گاه به تابستان و گاه به زمستان می‌افتاد، در سال 471هـ ق به فرمان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی، حکیم عمر خیام و چند منجم دیگر تقویم جلالی را تنظیم کردند و نوروز را در روز اول بهار نخستین برج حمل قرار دادند. [فرهنگ عمید]

سیزده بدر: مراسمی که در روز سیزدهم فروردین در ایران برگزار می‌شود و مردم به خارج شهر و باغ و صحرا می‌روند و آنروز را به شادی و تفریح و با انواع بازیها می‌گذرانند و به اصطلاح نحسی سیزده، بدر می‌کنند و دختران دم بخت علفها را گره می‌زنند و با این نیت که بختشان باز شود و در سال نو شوهری پیدا کنند.

چهارشنبه سوری: چهارشنبه سوری، جشن و شادمانی ایرانی که هر سال در شب چهارشنبه هفتۀ آخر ماه اسفند می‌گیرند و آتش می‌افروزند و از روی آن می‌جهند و می‌گویند: «سرخی تو از من، زردی من از تو» این جشن از زمانهای قدیم در ایران متداول بوده و در زمان سامانیان «سوری» خوانده می‌شد. [فرهنگ عمید]

هفت سین: سفره‌ای که در هنگام تحویل سال نو می‌اندازند و در آن هفت قسم خوردنی که حرف اول اسم آنها سین باشد از قبیل: سیر، سرکه، سیب، سماق، سنجد و سبزی می‌گذارند و از آن سلامتی و سعادت و سرسبزی تفاءل می‌کنند. [فرهنگ عمید]

بنا بر این توضیحات دانسته می‌شود که عید نوروز و عید مهرگان و سیزده بدر، همه اعیاد باستانی هستند و از اعیاد اسلامی مسلمانان نیستند و خداوند به مسلمانان دو عید بزرگ اسلامی هدیه داده‌اند که به تعظیم و بزرگداشت آن اقدام نمایند که خیر و صلاح آنان در این می‌باشد.

از تعریفات فوق اینطور برمی آید:

1- باستانی بودن اصل این اعیاد. اما عید نوروز (که در زمان سلجوقیان اول فروردین قرار داده شد) بدعت محسوب می‌شود؛ در حدیث آمده است:

«من احدث فی امرنا هذا مالیس منه فهو ردّ» [بخاری فی کتاب الصلح رقم الحدیث 2499؛ مسلم الاقضیة: رقم الحدیث 3242]

2- مسئله چهارشنبه سوری، قراردادن جانها و مالها در معرض خطر، تلف و نقص عضو و اشتغال به چیزهای بیهوده و بی‌فایده است و در حدیث شریف آمده است:

[من حسن الاسلام المرء ترکه مالایعنیه]

3- اگر انسان مانند زرتشتیان معتقد به تأثیر آتش در تدبیر امور از جمله بهبودی و بهروزی و شادابی، تغییر رنگ و دفع آفات زردی و غیره باشد، قطعاً این اعتقاد غلط است و یا اینکه این مراسم بقصد تعظیم و تقدیس آتش چون زرتشتیان


المزيد


أکراد و نوروز مجوسی

مارس 11th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

أکراد و نوروز مجوسی

 

وقتی صحبت از نوروز مجوسی می شود عده ای ظن می برند که این فقط شیعیان ایران هستند که در این باره منحرف شده اند و نوروز مجوسی را عید می گیرند. البته باید گفت که حکومت شیعی ایران عید نوروز را از اعیاد اسلامی و حتی از اعیاد مختص به شیعه نیز مهمتر دانسته و آن را در جایگاه اصلیترین عید مملکت ایران قرار داده است. با این حال این انحراف فقط مخصوص شیعیان ایران نیست بلکه اکثر کردها نیز دچار آن شده و حتی بیشتر از شیعیان ایران دچار کجروی گردیده اند.

تا وقتی أکراد شمال عراق تحت سیطره حکومت مرکزی عراق بودند کمتر به آنها و عقاید و افکارشان توجه می شد ولی وقتی که با کمک آمریکاییها مقداری استقلال پیدا کردند آنچه از شیطنتها و انحرافات داشتند ظاهر ساختند و یکی از این انحرافات همان برپایی نوروز مجوسی است.

کردها در میزان این انحراف حتی از شیعیان نیز سبقت گرفته و جزئیات بیشتری را به این عید مجوسی اضافه کرده اند بطوریکه در هر نوروز، مسلمانان و مردم جهان شاهد هستند که آنها چگونه اقدام به روشن کردن آتش در نقاط مختلف و حتی در جبال می کنند و آتش بدست شروع به حرکت به سمت مقصد خاصی می نمایند که آتش بزرگتری در آنجا مهیا شده است. شاید چندان صعب نباشد فهمیدن اینکه این آتش چه سابقه ای دارد زیرا از قدیم الایام مشرکین مجوسی را به خاطر اعتقاداتشان و روشن نگاه داشتن مداوم آتش و حرمت دادن به آن، آتش پرست می گفتند. مشخص است که وقتی در یک عید مجوسی به اسم نوروز به روشن کردن آتش نیز پرداخته شود این اشتعال نیران جز تمایل بیشتر به مجوسیت، امر دیگری را عیان نخواهد کرد.

در بین اکراد عده ای کاملاً مجوسی شده و اسلام را ترک کرده اند و عده ای دیگر تمایلات زیادی به مجوسیت پیدا کرده اند و عده ای نیز همچنان در اجرای تعالیم اسلام باقی مانده اند که البته قدرتی ندارند. وضعیت اکراد به گونه ای شده که اکراد مجوسی به تبلیغ و اجرای آداب مجوسی می پردازند و ملاهای بظاهر اسلامی نیز بر این انحرافات آنان مهر تأیید قرار می دهند بطوریکه مشاهده می کنیم رؤسای احزاب بظاهر اسلامی چگونه در مدح نوروز مجوسی قلم فرسایی می کنند و البته آنها نیز مثل مجوسیان فاقد هر گونه استدلال مبرهن هستند و بیشتر به خزعبل گویی روی می آورند.

نگاهی به اکراد داخل ایران ثابت می کند که چنین انحرافاتی در بین آنها نیز وجود دارد و عده ای به تبلیغ مجوسیت می پردازند و برخی ملایان بظاهر اسلامی نیز بر آن مهر تأیید می نهند و بعضی هم که در صدد اجرای تعالیم اسلامی هستند در بین آنها فاقد قدرت لازم می باشند.

اکراد بیشتر اهل سنت هستن

المزيد


نوروز مجوسی و حدیث معلی بن خنیس

مارس 9th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز مجوسی و حدیث معلی بن خنیس

 

در بین اشخاصی که تمایل به مجوسیت دارند و یا اینکه مجوسی هستند و تظاهر به مسلمانی می کنند عده ای وجود دارند که بسیار سعی می کنند به نوروز مجوسی رنگ و لعاب اسلامی بدهند و لهذا دائماً حدیثی را که معلی بن خنیس از امام صادق نقل کرده، مطرح می کنند و آن را دلیلی بر تأیید نوروز توسط امام صادق بحساب می آورند. متأسفانه این مکاران قدرت تبلیغ و رسانه ای زیادی نیز دارند و بکرات مشاهده کرده ایم که حدیث معلی بن خنیس را دستآویز قرار داده و از آن در مقالات خود استفاده نموده و در جراید کثیر الانتشار و حتی در سایتهای معتبر مذهبی نیز درج کرده اند.

حدیث معلی بن خنیس که تقریباً تنها حدیث موجود در مدح نوروز مجوسی است حدیثی کاملاً بی اعتبار و غیر قابل قبول از نظر علم حدیث است و علما و مراجع بزرگی مثل خویی نیز این مطلب را ذکر کرده و بر بی اعتباری و ضعیف السند بودن این حدیث تأکید کرده اند.

حدیث معلی بن خنیس را اشخاصی نقل کرده اند که یا کذاب و جاعل و دروغگو بوده اند یا اینکه مجهول الهویه بوده اند و اثری از آنان در کتب رجالی یافت نمی شود. واضح و مبرهن است که اگر ثابت شود قولی دروغ است قبول آن قول برای انجام عملی یا قبول اعتقادی یا مکر و حیله قبول کننده قول کذب را مشخص می سازد یا جهالت و نادانی او را. لذا آن عده که می دانند حدیث معلی بن خنیس درباره نوروز مجوسی قولی کذب است ولی مجدداً از آن در جهت تثبیت انحرافات استفاده می کنند هدفی جز مکر و خدعه ندارند. اما آن اشخاصی که بدون تفحص در حدیث مذکور، آن را قبول می نمایند عملی جز از روی جهالت و نادانی انجام نداده اند.

در بین احادیثی که نوروز در آنها ذکر شده حدیث معلی بن خنیس حدیثی است که با آب و تاب زیاد به مدح و تحسین نوروز مجوسی پرداخته است و به همین دلیل است که منحرفین و حقه بازها تمایل وافری به این حدیث از خود نشان می دهند. کذابین و جاعلین این حدیث مجموعه ای از وقایع تاریخی را جمع کرده اند و با نسبت دادن آن به امام صادق قصد داشته اند که نوروز مجوسی را روزی بسیار عظیم و مهم جلوه گر نمایند و در این راه حتی از خود مجوسیان که نوروز عید آنها است نیز سبقت گرفته اند. وقایعی مثل قرار گرفتن کشتی نوح بر کوه جودی در روز نوروز و اولین روزی که بادها وزیدن گرفت و آفتاب طلوع کرد و زینت زمین خلق شد و وقایع شگفت انگیز دیگر.

در بین احادیث نوروز مجوسی، حدیث فالوده نیز ندرتاً ذکر

المزيد


نوروز بر مجوسیان مبارک مباد

فبراير 25th, 2008 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العلمين

 

نوروز بر مجوسیان مبارک مباد

 

یکی از روشهای غربیها در قبال ممالک و اتباع ادیان و فرهنگهایی که در تضاد با تفکر آنها هستند حمایت از گروههای سیاسی و دینی است که با آن ادیان و فرهنگها مخالفت می ورزند. به بیان ساده تر، غرب از راهکار حمایت از دشمن دشمن خود بکثرت استفاده می نماید هر چند که دشمن دشمن او الزاماً دوست او نباشد.

بعد از اینکه مسلمین موفق شدند به مشیئت الله تعالی بلاد فارس را که در آن زمان اکثراً مجوسیان در آنجا سکونت داشتند فتح نمایند، ایرانیان به مرور زمان و از روی اختیار و آگاهانه به اسلام مشرف شدند و به دیگر برادران مسلمان خود در جزیرة العرب و شام و شمال آفریقا پیوستند و با تعلم و تعلیم احکام و آداب دین اسلام، خدمات زیادی را در راه اعتلای علوم اسلامی عرضه داشتند بطوریکه ار بین علمای علوم مختلف در بین مسلمین، تعداد زیادی ایرانی هستند. برای اثبات این موضوع شاید ذکر این نکته کافی باشد که تمامی کتب صحاح سته را علمایی از ایران نوشتند که معتبرترین کتب حدیث نبوی در بین مسلمین کل عالم محسوب می شوند.

با این وجود تعدادی از ایرانیها نیز همچنان در مجوسیت باقی مانده و به ندای توحید در اسلام لبیک نگفتند و کماکان بر شرک مجوسی اصرار ورزیدند. این عده در اعصار مختلف و بر حسب قدرتشان، ضرباتی بر اسلام و مسلمین وارد آورده اند و از آنجا که در اکثر اوقات فاقد قدرت لازم برای این کار بوده اند مورد حمایت دیگر اعداء اسلام قرار می گرفته اند.

مجوسیان در عصر حاضر از حمایت غرب در ضربه زدن به اسلام برخوردار هستند کما اینکه سابقاً نیز از این حمایتها بی بهره نبوده اند. با وجودیکه قبل از اسلام، مجوسیان ایرانی به عنوان ابرقدرت شرق با اروپاییها به عنوان ابرقدرت غرب می جنگیدند ولی امروزه برای ضربه زدن به اسلام، سر تعظیم در برابر قدرتهای غربی فرود آورده اند. غرب نیز با وجودیکه خاطره عداوتش با مجوسیها را در بین مردمانش همچنان زنده نگه داشته است ولی برای مبارزه با مسلمین از مجوسیها حمایت می کند و اوج این حمایت در دوران پهلوی در ایران کاملاً مشهود بود و این همان روش استفاده از دشمن دشمن برای ضربه زدن به دشمن است.

جنگ بین مجوسیها و اروپاییها برای قرنهای متمادی ادامه داشت ولی امروزه مجوسیان در این زمینه سکوت اختیار کرده اند و گوش به فرمان اربابان غربی خود در مبارزه با اسلام داده اند. با این حال غربیها که الآن در موضع قدرت قرار دارند و از حقارت مجوسیها مطلع هستند لزومی نمی بینند که از تحقیر و توهین به آنها اجتناب نمایند چنانچه مشاهده کردیم که در فیلم سیصد که اخیراً ساخته شد، چگونه به افتخارات پوشالی مجوسیها توهین نمودند و این فقط نمونه ای از تحقیر مجوس بود. مجوسیان که از موضع حقیر خود اطلاع دارند در جواب به این فیلم، فقط به ایراد افاصات پرداختند و هیچگاه تصمیم جدی برای مقابله با ارباب خود نگرفته و نمی گیرند و مثلاً به تقابلی دست نزده و فیلمی هر چند کوتاه

المزيد


عبدالرحمن صدیق و نوروز مجوسی

يوليو 19th, 2007 كتبها احمد بن عباس بن علی نشر في , نوروز

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

 

عبدالرحمن صدیق و نوروز مجوسی

 

در ایام نوروز مجوسی در وبلاگ مدرسه علوم دینی صلاح الدین ایوبی ارومیه مقاله ای از شخصی به نام عبدالرحمن صدیق منتشر شد که در آن مقاله، این شخص سعی کرده بود توجیهاتی برای انحرافات اکرادی که به برپایی نوروز مجوسی روی آورده اند دست و پا کند . شاید در بین اکراد کسانی باشند که با فاصله گرفتن از اسلام و رد این دین و نزدیک شدن به مجوسیت خود را ملزم به آوردن دلیل از اسلام برای برپایی نوروز مجوسی ندانند ولی برخی چون عبدالرحمن صدیق سعی دارد که به هر ترتیبی شده برپایی نوروز مجوسی را مخالف اسلام نداند . بعد از اینکه مقاله این شخص در وبلاگ مذکور درج شد من پیامی در بخش نظرات آن مقاله گذاشتم و ادله این شخص را بررسی نمودم ولی متأسفانه پیام من توسط متصدیان این وبلاگ در بخش نظرات قرارنگرفت یا به بیان بهتر حذف گردید و تاکنون نیز بنده دلیلی برای حذف نظرم از طرف این وبلاگ دریافت نکرده ام . با این حال صلاح دیدم که از عنوان و پی گیری این مسأله به دلایلی صرف نظر کنم تا اینکه اخیرا دوباره یکی از اکراد با وبلاگی بنام «ژینگه» که گویا او نیز گرایشی به برپایی اعیاد مجوسی دارد مقاله عبدالرحمن صدیق را به رخ من کشیده و چنین اندیشیده که در آن ردودی بر کتاب «نوروز، عید مجوس» وجود دارد . کسانی که تمایل دارند به جزئیات نوروز مجوسی واقف شوند بهتر است به کتاب مذکور مراجعه کنند و اگر اشکالی در آن می بینند آن را با ارائه دلیل ذکر نمایند . در اینجا فقط بهتر دیدم که در جواب صاحب وبلاگ « ژینگه » که بعد از تقریبا چهار ماه مجددا مقاله عبدالرحمن صدیق را مطرح کرده به نظری که برای این مقاله در وبلاگ مدرسه علوم دینی واقع در مسجد قدس اسلام آباد ارومیه نوشته بودم که توسط متصدیان این وبلاگ حذف گردید اشاره کنم . شاید امثال ژینگه جوابی برای حذف نظرات من در وبلاگ مدرسه داشته باشند . با این حال الله را شاکرم که چنین رفتاری از جانب من شروع نشد و من هرگز اقدام به حذف پیامی چه از طرف این مدرسه چه از طرف شخص دیگری نکرده ام .

در هر صورت بهتر دانستم عین آنچه را که در بخش نظرات این مقاله درج کرده بودم اینجا ذکر نمایم که به قرار زیر است :

 

( بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

جای بسی تأسف است که عده ای در انحرافات خود در برپایی اعیاد مجوسی حتی از منحرفان داخل ایران نیز پیشی گرفته اند و تأسف وقتی فزون می شود که شخصی که به دفاع از انحرافات مجوسی می پردازد عضو حزبی است که نام اسلامی را نیز یدک می کشد . گویا در کردستان عراق رسم آتش روشن کردن نیز بر سایر انحرافات موجود در ایران افزوده شده و بدین ترتیب گرایش به مجوسیت تکمیل گشته است .

حدیث مذکور از رسول الله صلی الله علیه و سلم بیان می کند که در بین ادیان مختلف اعیادی وجود دارد که این اعیاد اختصاص به معتقدین به همان ادیان دارند . اگر ما فطر و اضحی را به مسلمین اختصاص بدهیم و نوروز و مهرگان را به مجوس پس این نوروز در بین مسلمین چه می کند ؟ مگر طبق این حدیث هر عیدی اختصاص به ملت خاصی ندارد ؟ حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم مشخص می کند که اعیاد جنبه دینی دارند و اگر فرض بگیریم که عیدی پیدا شود که چنین نباشد این قول رسول الله صلی الله علیه و سلم مشخص می کند که در اسلام یا به بیان بهتر در بین مسلمین عید جنبه دینی و اعتقادی دارد و نه جنبه قومی و ملی که اگر چنین بود رسول الله صلی الله علیه و سلم باید می فرمودند که برای هر قومی عیدی است و این

المزيد


التالي